خبرهای روز  

این روزها حال روحیم خوبه شکر...حال جسمیم خوبه شکر باز...گاهی دلخور میشم از کارهای یه عده ولی مهم نیست نباید کاری داشته باشی هر ادمی یه جوره و یه طرز فکری داره...
و دیگرآنکه امتحانات این ترم یعنی ترم 7شروع شده و باید بخونم !!!انشالله بخونم
باشگاه هم یه مدت رفتم باز دو هفته نرفتم و مثل گاو خوردم....اخه چ طرز باشگاه رفتنه خب!نرم سنگین ترم نه؟منبعد اینطوری نرم باشگاه هااا بکوب و بی وقفه برم
الان خبر نی نی دار شدن رفیق بچگی هام یار کودکی هام دختر داییمو ش

ادامه مطلب  

 

خدایا کجاااااااایی اخههههه کجاییییی به امام حسین نمیتونممممممممم....نمیکشممممم کاش‌امروز میومدم پیشت کاش بیشتر میخوردم میبردتم....خستممممممم ته خطمممم‌نمیکشممممم تنهااتتم...خوبه ب گناه بیفتم؟؟؟دورم زیاده خودتم میدونی خوبه گناه کنم؟؟تورو ک هرچي صدا میکنم جوابمو نمیدی توروبه مظلومیه امام علی تورو به ابروی امام حسین تورو به‌جگر گوشه امام رضا حضت جواد نگاهیم ب دل ما بکنننن....جواب اونارو بدههه دارم میپوکمممم هر‌چي‌میگن هرکار‌میکنن فقط

ادامه مطلب  

 

خدایا کجاااااااایی اخههههه کجاییییی به امام حسین نمیتونممممممممم....نمیکشممممم کاش‌امروز میومدم پیشت کاش بیشتر میخوردم میبردتم....خستممممممم ته خطمممم‌نمیکشممممم تنهااتتم...خوبه ب گناه بیفتم؟؟؟دورم زیاده خودتم میدونی خوبه گناه کنم؟؟تورو ک هرچي صدا میکنم جوابمو نمیدی توروبه مظلومیه امام علی تورو به ابروی امام حسین تورو به‌جگر گوشه امام رضا حضت جواد نگاهیم ب دل ما بکنننن....جواب اونارو بدههه دارم میپوکمممم هر‌چي‌میگن هرکار‌میکنن فقط

ادامه مطلب  

 

اگه به من بود می گفتم امشب شب یلداست  . شبی که تموم نمیشه نمیگذره 
اشکای منم تمومی نداره . 
دلم  گرفته از همه چيز و همه کس 
ادم که نمیشه همیشه بخنده یه وقتایی دلش میگیره پیش بچه ها میخندیدم اونا گناهی ندارن ناراحتی من و ببینن ولی خب اینجا دیگه مال خودمه قلمرو منه تنها ساکنشم خودمم پس همه کار می تونم بکنم . 
امشب باید عذاداری کنم تا فردا که بلند شدم  حالم خوب باشه. امشب باید همه چيز و تموم کنم برای خودم تا اروم بشم . 
پونه میگه یه مدت برای خودتون ع

ادامه مطلب  

 

خدا بخیر کنه این امتحاناتو دعواهای خونرو 
امروز رفتم پیش عشقم ۴ ۵ ساعت پیش هم بودیم بعدم با دوستای خواهرش رفتیم کافی شاپ دوس پسرشم بود اعصاب شدید ریخته بود ب هم 
ولی در کل عالی بود 
چقد پیشش بودم:) چقد دستشو گرفتم:) 
مریض بود بردمش دکتر:)) با پول تو جیبیم :) چقد خوبه الان همع چي:)

ادامه مطلب  

 

یا وسواس از دست دادن طبیعیه
یا اون تجربه ی عوض شدن اون ادم توی هروز رفته تو ناخودآگاهم
اما نباید بزارم تجربه اون ادم مریض منم مریض و حساسو وسواسی کته
چيزی که مهمه اینه که تو بغلش، توی بوسه هاش دنباله تو نگشتم...
مهم اینه که حالم خیلی خوبه
خدایا شکرت
میدونم دستات رو شونمه

ادامه مطلب  

 

امتحان بعدی عربیه...
این یکیو قشنگ میدونم گند میرنم...
چون قواعدو  ک کلا بلد نیسم .. خیلی لنگ میزنم...
و ترجمه هم ک معلم اصن نمیگفت... باید کتاب کار داشته باشیم...ک من هنوز وقت نکردم بخرم....اگ از نگین یا علی قرض بگیرم خوبه....   :/
 ای باو...
 
ملی این هفته ام نیومد ....
خیلی وقته باش نحرفیدم...  :///
در واقع میشه گفت خیلی وقته اصلا نحرفیدم :|
:)

ادامه مطلب  

نوشتم تا یادم نره....  

یادم نمیره امشب یکی بهم گفت باید مثلا دکتر بشی تا خیلی ارزشمند بشی.متاسفم واسه طرز فکرش.اگه یذره شعور داشت میدونست که ارزش هر ادمی به شعور و شخصیت و رفتاره انسانیشه نه به پست و مقام و جایگاه و شغلش...حالم خراب شد....به تو نشون میدم ارزش یعنی چي...به من میگه رفته بودم دندونپزشکی .دندونپزشکه خانم قشنگی بود خوشبحالش دکتر بود.گفتم منم دکتر میشم بعد مثه این تیپ میزنم و شیک میگردم که زیبا بنظر بیام.بعد ور میداره با خنده  میگه تو دکترم بشی بازم هیچ گهی ن

ادامه مطلب  

خیلی عجیب بود برام که فهمید جیغ زده م !  

 
اصلا برای همین عاشق هاتفم دیگه
به محض اینکه صدامو میشنوه ، میفهمه چه مرگمه
میگه جیغ زدی ؟ صدات عوض شده ! 
همیشه چيزایی رو میفهمه که هیشکی نمیفهمه 
بالاخره بهش زنگ زدم و همونطور که حدس میزدم ، نمیتونست صحبت کنه ! فک کنم تو جلسه ای جایی بود 
گفت بعدا بهت زنگ میزنم 
 ناراحت نشدم و به جاش دو نخ سیگار کشیدم و بعدشم چایی نعنایی برا خودم درست کردم 
امروز این کتابه رو تموم میکنم و شاید بازم سیگار بکشم 
حالم خوبه
 

ادامه مطلب  

مثبت  

ساعت شش مامان بیدارم کرد به زور بیدار شدم اخه دیشب دیر خوابم برد کلی بد و بیراه تو دلم گفتم بهش حاضر شدم رفتیم آموزشگاه یه نفر بیشتر تو سالن نبود رفتم تو اتاقشون امضا کردیم باهم رفتیم بیرون یه آقا دیگه هم مثل من کلاس داشت اونم ۷ صبح استرس گرفته بودم که نکنه امروز هم سرم داد بزنه تو دلم یه صلوات فرستادم باز هم به خودم یادآوری کردم اول راهنما بعد دنده بعد ترمز دستی دیروز سر همین کلی دعوام کرد ( مرتیکه...) همه رو انجام دادم کلی تشویقم کرد ( کلی خوشحا

ادامه مطلب  

دوباره دارم بر میگردم  

 
شاگرد جدیدم که قرار بود بیست و دو ساله باشه ، سی و دو ساله از آب در اومد ! 
اطلاعات اشتباه بهم داده بودن
ولی بچه ی خوبی بود 
تلفظاش افتضاح بود که خیلی بهش گیر دادم
جمله بندیاشم ضعیف بود که تمرین جمله سازی بهش دادم 
لیسنینگش خیلی خوبه ولی با اون یکی شاگردم که چهارشنبه صبحا باهاش کلاس دارم بیشتر حال میکنم 
اون باهوش تره 
 
 
+ همین چند وقت پیش بود که یهو افسردگی بهم غلبه کرد و همه ی کلاسا و کارامو کنسل کردم و نشستم تو خونه ! حالا دوباره دارم کم کم

ادامه مطلب  

#پناه_بگیر  

سردردهایی که اون تومور لعنتی برام داره یه سری کابوس به خوابام اضافه کرده.
گاهی وقتی حالم خوبه و سردرد ندارم (که کم پیش میاد) خواب میبینم اونقدر سردردم زیاد شده و داره به صورتم فشار میاد که تمام دندون‌هام توی دهنم خورد شدن و چشمام دارن کور میشن
دیروز باز همین خواب رو دیدم... وقتی بیدار شدم خیس عرق بودم 
صورتم رو شستم و چند تا مشت اب سرد زدم به سر و گردنم
خواستم برم بیرون که برای اخرین بار به صورتم نگاه کردم توی اینه
لعنتی. لعنتی وحشتناک بود...
دند

ادامه مطلب  

عالی ...  

وای که چقدر حالم خوبه امروز ...
فکر میکنم نه تنها امروز بلکه برای همیشه همینطور خوب باشم ...
چون دل نوشته ی عزیزم مطالبی بود که واسه دیروز و امروز و فردا نیست ...
حس بی نهایت و ابدی بود که به من داره و درک درستی که از علاقه من به خودش داره ...
به شدت امروز پر انرژی هستم...
عزیزم مطمعن باش همونطوری که دعام کرده بودی میشه و میشم ...
امیدوارم تو هم از این همه انرژی و حال خوب من ، حالت خوب باشه و خرسند باشی از همه چيز ...

ادامه مطلب  

پروژه  

میدونم ک خوب نیس این حسو داشته باشم
میدونم ک این حسم نو پاس
میدونم ک وجودمم نمیخاد این حس درش باشه
میدونمم ک حسم منطقی نیس 
اینم میدونم ک درشان من نیس این احساسات
و ارزش من بی نهایت بیشترازاینه
مهم تر از همه اینو میدونم ک میتونم از پسش بربیام چون میخوام
پس تمام تلاشمو میکنم تا باهاش بجنگم
تا به خودم و ب دیگران آسیب نرسونه
خوشحالم ک نسبت ب مسئلم اگاهی دارم
خوشحالم ک انکارش نمیکنم
خوبه...ن عالیه
پ ن:خدایم!کمکم میکنی:)
پ ن2:خودم جان !ب کمک تو هم نیاز

ادامه مطلب  

نود. نود لعنتی!  

یه وحشت دو روزه و کلافگی
اعصاب خوردی
دعوای پای تلفن و داد و بیداد
حساب و کتاب
گریه توی پیاده‌روی خالی اخر شب و سوز سرما
فردا تموم میشه... فردا تموم میشه...
خدایا دلخوشی این روزامو ازم نگیر
لجبازی‌های ارثی و ذاتی بابام... اون غرور لعنتیش
حس خورد شدن داشتم. هی زدم زیر گریه هی لبمو گاز گرفتم...
اونم یتیمه...  وقتی داد میزدم سرش نمیدونستم یتیمه. خدایا منو ببخش... مامان گفت پیام داده و گفته چون من دهاتی پاپتی‌ام میخوای سرم کلاه بذاری... خدایا منو ببخش... خ

ادامه مطلب  

خیلی خستم  

حالم از این بابای نفهمم بهم می خوره.............
عصبانیم ...
دلم می خواد خودمو خفه کنم از دست این بابای نادونم...جالبه که فک می کنه خیلی هم فهمیدست ...هه
خاک بر سرت با این فهمیده بودنت ... اگه همه ی فهمیده ها مسه تو باشن که ریده میشه توی زندگی همه...
خدایااااااااااااااااااااااااااا خیلی مراعات می کنم تا جوابشو ندم ...
خدایا ااااااااااااااااااااااا خسته شدم ازش...
ازش متنفرم...متنفررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
جز جزعه رفتارا

ادامه مطلب  

دلبر  

ببین دلبر صبح همین که از خواب بیدار شدی به من فکر کن.شمارم و بگیر بوق دوم نخورده جواب بدم بگم مانتو تو تنت کن بیا پایین.صبحونه بخوریا یه وقت دهنت بو بَد نده.دلبر شال آبیَ رو سرت کن،خیلی بهت میاد،شبیه فرشته ها میشی.اصلا کلا آبی خوبه،مثل دریا،مثل آسمون،مثل شالِ تو.پرایدِ بابام و کِش رفتم،ده لیتر بنزین زدم بریم دور دور.بریم اون بالاها،سعادت آباد،ولنجک،الهیه...هوا سرد شده دلبر سرما نخوریم؟از بقالی دو تا لیوان یه بار مصرف گرفتم،آبِ جوش بگیریم،ی

ادامه مطلب  

 

چقد خوبه دوستت از راه دور اومده باشه و بهت شادی و
هدیه بده هرچند کوتاه هرچند اندک و ناچيز اما باوجودش  برای 
چند لحظه ام که شده غم ها و درد هاتو پسپري به دست فراموشی.
باهم بریم همون جای همیشگی همون نیمکت همیشگی
و همون خیابون های همیشگی رو متر کنیم
و توی خیابون و بخندی توی همه چيز دوتومن هرهر کرکر و مسخره 
بازی بکنیم و وقتی برسی خونه یادت بیاد که من فلان چيزو
نخریدم تازه یکی یکی یادت بیاد خریداتو فراموش کردی.
دوست قدیمی چيزیه که هیچ تازه واردی ج

ادامه مطلب  

134.  

این خوبه که فکر میکنم وظیفه م رو انجام دادم. دیگه راهی برای رفتن نیست, چون من همه ی سعی م رو کردم و کاری انجام نشده نمونده.
این بده که دیگه کاری برای انجام دادن نمونده. همه ی راه ها رو قبلا رفتم. هر تلاشی که در توانم بوده... و حالا دیگه چيزی برای انجام دادن نیست, چون وظیفه م رو انجام دادم.
 
پی نوشت:
فهمیدم. جیسون گدیون من رو یاد خودم می‌ندازه, یاد سی سال بعد.

ادامه مطلب  

101  

من ازاینکه بگن چقدرآرایشت خوبه
من ازاینکه بگن چقدرچشم وابروت خوشگله
من ازاینکه بگن خوشگلی
من ازایناخوشم نمیاد
من عاشق اینم که یکی بهم بگه شبیه پسرام
وامروزیکی منوبه آروزم رسوند:)
+چقدرشبیه پسربچه های تخسی
وصدای دوستش:نه که ریزه وظریف به پسربچه هاهم میخوره
وصدای یکی دیگه:موهای پسرونشم که مهرتائیدمیزنه به حرفامون
ومن ازخوشحالی توی پوست خودم نمی گنجیدم
#روان پريش

ادامه مطلب  

 

یه وقتایی ام هست دلت هوس یه چيزی میکنه. که میتونی
خودت بخریش یا دست کم بگی مامانت اینا برات بخرن اما 
نمیچسبه به جونت ازاون وقتاست که دلت خل شده و دوسداره یه 
نفر فقط مثلا اون هوسونشو براش بخره فقط از دست
یه نفرمیچسبه.که بهش بگی دلم اینو میخواد ببینی برات تهیه کرده.
امروز توراه برگشت بخونه دلم یه چيزی خواست. شدیدا هم
خواست اما خب گفتم دل جان بشین سرباسنت :))) 
دیگه به مامانم نگفتم هوس کردم . هوس توت خشک کردم عجیب
غریب :))) نه بیا هوس پاستیل و لواشک

ادامه مطلب  

اگه میدونستی ...  

 
همیشه تو فکر اینم که تورو من در آینده کجا میبینم
با چه حسی با تو روبرو میشم خوبه حالم یا بازم غمگینم
بی تفاوت رد میشی یا اینکه دست دلواپسمو میگیری
من شباهت به خودم دارم یا تو نگاهت دنبال یه تغییری
تو بارون قدم زدن بی چتر چجوری یادت رفت چجوری تونستی
من اونقدر دلم برات تنگه که برمیگشتی بهم اگه که میدونستی
تو بارون قدم زدن بی چتر چجوری یادت رفت چجوری تونستی؟
من اونقدر دلم برات تنگ که بر میگشتی بم اگه میدونستی!
♫♫♫
تو چه فکری هستی وقتی فکرم پیش

ادامه مطلب  

 

لیگ دیروز امیدوار کننده بود؛ اگه شرکت میکردم حتما اول می شدم. داور برگشت بودم طبق معمول؛ راضیم. با خانم م. رفتیم سردرود. دختره توو هیئت دوچرخه سواریه ولی چون با خانم ش. فامیله، بدون گذروندن کارورزی بهش ابلاغ دادن. اذیتم کرد این موضوع چون هنوز دارم تاسف میخورم چرا تابستون هیئت کاغذ نداد به من کاغذ نداد بتونم کار کنم؛ باید بیخیال شم به هر حال. با خانم ص. عزیز برگشتیم. چقدر دوسش دارم. اصلا هم مهم نیست برام که الان سِمتی نداره. واقعا بهش احترام قائل

ادامه مطلب  

 

یسری ادمم هستن که دقیق تو امتحانات یاد تو می افتن و هی 
خبرتو میگیرن دوسدارن صحبت کنن باهات و وقتی تو میگی
فلانی شرمندم یه امتحان سخت دارم نمیتونم
و باید درسمو بخونم میگن ای بابا تو که همش درس داری 
چقد درس میخونی ولش کن بابا آخرش هم شوهر میکنی باید 
شوهرداری بچه داری بکنی ظرف بشوری و آل و بل
بعد دراون لحظه من خود اتشفشانم و دنبال یه جواب دندون شکنم
اما تنها کاری که خنکم میکنه پافشاری برای درس خوندنم 
و حرف نزدن با یه همچين آدم احمق تهی مغزیه


ادامه مطلب  

چیزی به نام عشق ...  

یه زمانی فک میکردم دوس داشتن خیلی خوبه مخصوصا دوطرفه ش ...
یه طرفه ش که هیچي پر واضحه که خوب نیست ...
ولی الان دارم می بینم دوطرفشم خوب نیس دلیلم دارم
آخه دوس داشتنی که نتونی بی نهایت عشق بورزی
که باید جلوی دوس داشتنتو بگیری
که باید مواظب باشی طرفت نفهمه چقد دوسش داری که خدانکرده  تنها نذاره و عشق سریز نکنه ...
باید مراقب باشی over flow نشه هیچوقت ... وگرنه تنها می مونی ...
خب بنظرم تنهاییه قبل از این دوس داشتن دوطرفه خیلی ارجحیت داره ...
دوس داشتنی که بای

ادامه مطلب  

 

تا سر زلف تو در دست نسیم افتادستدل سودازده از غصه دو نیم افتادستچشم جادوی تو خود عین سواد سحر استلیکن این هست که این نسخه سقیم افتادستدر خم زلف تو آن خال سیه دانی چيستنقطه دوده که در حلقه جیم افتادستزلف مشکین تو در گلشن فردوس عذارچيست طاووس که در باغ نعیم افتادستدل من در هوس روی تو ای مونس جانخاک راهیست که در دست نسیم افتادستهمچو گرد این تن خاکی نتواند برخاستاز سر کوی تو زان رو که عظیم افتادستسایه قد تو بر قالبم ای عیسی دمعکس روحیست که بر عظم

ادامه مطلب  

تو بارون ...  

همیشه تو فکره اینم که تو رو
من در آینده کجا میبینم
با چه حسی با تو رو به رو میشم خوبه حالم یا بازم غمگینم
بی تفاوت رد میشی یا اینکه دست دلواپسمو میگیری
من شباهت به خودم دارم یا
توو نگام دنباله یه تغییری
تو بارون قدم زدن بی چتر
چه جوری یادت رفت , چجوری تونستی
من اونقدر دلم برات تنگه
که بر میگشتی بهم اگه میدونستی
تو بارون قدم زدن بی چتر
چه جوری یادت رفت , چجوری تونستی
من اونقدر دلم برات تنگه
که بر میگشتی بهم اگه میدونستی
شعر آهنگ جدید علی عبدالما

ادامه مطلب  

 

فیلم «perfetti sconosciuti» ...
یک فیلم با یه داستان کاملا جدید حداقل از دید من ،ماجرای چند زوج که تو یه شبی که قراره کسوف بشه دور هم جمع میشن ،همه چي در اول خوبه تا اینکه بحث‌خیانت یکی از دوستان مطرح میشه و قرار گذاشته میشه تا آخر مهمونی همه وارد یه بازی یا چالش بشن برای اثبات متعهد بودن به زندگی مشترک و به شریک زندگی و ماجراهایی که در ادامه اتفاق میافته..
فیلم حرف های زیادی برای گفتن داره ،ولی همونطوری که گفتم ممکنه نوع نگاه یه فرد مجرد و‌متاهل به داست

ادامه مطلب  

دارم میام پیشت...  

زیر پتو کنار بخاری اتاقم لم دادم دارم بستنی میخورم! از فکر مسافرت آخر هفته هی ذوق مرگ میشم باز از اون طرف استرس دارم نکنه خراب شه...دارم فک میکنم چيو از قلم انداختم... باید دکمه های پالتوم رو برگردونم سر جای خودشون وقتی خریدمش کمی برام تنگ بود که با جا به جا کردن دکمه ها اکی شد حالا باز باید برن سرجای خودشون!
داداش تو راهه مامان رو پاش بند نیست بعد بهش میگم پسر دوستی میگه نخیرم من همتونو یه اندازه دوست دارم خخخخخخ(شوخی میکنم)
عاطی چند روز پیش اومد

ادامه مطلب  

طلوع  

خورشید که طلوع کرد زندگی جدیدی رو شروع کردم. نقش یسری آدم رو تو زندگیم کمرنگ کردم و بعضی ها رو هم حدف کردم و فضای خالی کافی بوجود آوردم که آدمای خوب بیشتری رو توی زندگیم جا بدم. آدمایی که خودخواه و مضخرف نباشن و نخوان بقیه رو وادار کنن مطابق میلشون رفتار کنن
خورشید که طلوع کرد به کلاغا و گربه ها غذا دادم و تموم روز خندیدم رفتم  امامزاده صالح و گفتم خدایا مواظب خوبیام باش و نزار توبه رو بشکنم و تموم شب تو تجریش قدم زدم و به کسایی که موسیقی مینواخ

ادامه مطلب  

فرانچایز چیست؟  

 

حتما شما هم نام رستوران های زنجیره ای بلندآوازه ای همچون مکدونالد و برگرکینگ و کافه هایی همچون استارباکس به گوشتان خورده است. چگونه مکدونالد توانسته است تعداد بسیار زیادی شعبه را در اختیار خود بگیرند؟ مدل همکاری مکدونالد با شعبه هایش به چه صورت است؟ مدل بیزنس فرانچایز چيست و چگونه برای همکاری شرکت ها استفاده می شود؟

ادامه مطلب  

طرح تكريم‌ ارباب‌ رجوع‌ چيست؟  

امروز اهمیت‌ جایگاه ‌روابط‌عمومی ‌در توسعه هدف‌ها و فعالیت‌های‌ هر سازمان‌ یا نهاد اجتماعی‌، اقتصادی‌، فرهنگی‌ و سیاسی‌ در سطوح‌ گوناگون‌ (محلی‌، منطقه‌ای‌ و بین‌المللی‌) بر كسی‌ پوشیده‌ نیست‌. اكنون‌ شرایط‌ و ساختار جوامع‌ به‌ دنبال‌ تحولات‌ گوناگون‌ آنچنان‌ پیچيده‌ شده‌ است‌ كه‌ تحقق‌ این‌ اهداف‌ و توسعه فعالیت‌های‌ هر سازمان‌ به‌ آسانی‌ میسر نخواهد شد.

ادامه مطلب  

جدایی دوستم  

هر ازگاهی میرم مغازه یکی ازبچه ها ؛ زیاد نمیرم اونجا ... نمیخام وارد مسائل شخصی و زندگیشون بشم و درنهایت اگر فردا اتفاقی افتاد من رو باعث و بانی جدائیشون بدونن ...
دیروز یک سر گذارم افتاد و رفتم پیشش . 
همیشه بهم میگه الان واقعا درک میکنم ک اونموقع چي میکشیدی و الان چرا اینقدر مشکل پسندشدی !
الان تو زندگیشون مشکل دارن . هنوز در مرحله ی عقدهستن . یک سال و نیمه ونمیدونم چرا وقتی اینا هنوز باهم ازدواج نکردن  اینقدر  جر و بحث دارن چرا بایدباهم ازدواج

ادامه مطلب  

good day  

امروز یکی از بهترین روزای عمرم بود  یلی خیلی عالی  کافیه آدم خودش بخواد یروز خوبو رقم بزنه به دلایلی من شروع کردم به گفتن خوشبختی خوشحالی خوب بودن هرچند دلایل اون غم انگیز بودن اما باعث شد یروز خیلی عالی داشته باشم والبته واقعا همه چيز هم باما هم سو شد روزی که باهیجان ولبخند وخوش اخلاقی شروع کردم وبا لبخند غیرمنتظره یه آدم که کلی حس خوب بهم داد تموم شد به حدی که الان دلم میخواد از خوشحالی گریه کنم به توصیه باران این نوشته استثنائی رو تو و

ادامه مطلب  

دیدنی ها کم نیست  

نشسته بود روی نیمکت و به روبروش نگاه میکرد. بی حرکت. بی روح. بی تفاوت.یه تسبیح پلاستیکی ارزون هم دستش بود. ولی ظاهرا چيزی نمیگفت.دختر که اومد، دست پاچه بلندشد، بعد انقدر محکم بغلش کرد و بوسیدش کهفکر کردم سالهاست ندیده تش.انگار پیرمرد ذره ذره ی حیات رو از آغوش و صورت دختر می مکید!برخلاف چند لحظه پیش، حالا داشت با انرژی وصف ناپذیری برای دختر، بلند بلند حرف می زد.دختر هم نشسته بود و داشت پاهای پیرمرد رو چرب می کرد._ گوش می دی بابا!_ آره! گوشم به شماس

ادامه مطلب  

خوش حالی های خوب. خدایا ممنون بخاطر همه چیز  

چند تا قلمه فیکوس زدم، سه تا تو خاک و دو تا تو اب، یکی از تو ابی ها ریشه زده و دلم براش ریز ریز ذوق میکنه و هر وقت یادش میافتم لبخند به لبم میاره. هر روز نگاهش میکنم.واقعا خیلی زیبا و لذت بخش و شگفت انگیزه. این تلاش برای بقا و از نو، زنده شدن. زنده ن اما برای اینکه دوبارهو عمیق تر و ماندگار تر بشن ریشه میزنن و زندگی جدیدی رو شروع میکنن.
صبح در واقع ظهر، که بیدار شدیم با ابپاش جدید به همه گلها آب دادم و باران رو اماده کردم برای رفتن‌. تو سرویس ها شوین

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1