چگونه عمر باتری موبایل را افزایش دهیم؟  

اگر طول عمر باتری گوشي شما پایین است می توانید با این ترفند آن را افزایش دهید.
به گزارش خبرنگار دریچه فناوری گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ خالی شدن زود هنگام باتری موبایل به یکی از اصلی ترین مشکلات کاربران گوشي های هوشمند تبدیل شده است. به طوری که کاربران مجبور اند حداقل روزی یک بار گوشي خود را کامل شارژ کنند.شاید برای شما هم سوال باشد که چگونه طول عمر باتری گوشي خود را باید افزایش داد و مقدار شارژ دهی آن را بیشتر کرد. با استفاده از ر

ادامه مطلب  

دنیای مجازی  

دارم به این فکر میکنم که چند سالِ دیگر که یکهو سرهایمان را ازتویِ گوشي هایمان در می آوریم قرار است چند نفر کنارمان نباشند...؟
چند نفر آنقدر بهمان زل زدند بلکه سرهایمان را به سویشان بچرخانیم اما دریغ کرده و دریغ کرده ایم و آن ها آرام آرام کوله بارشان را بسته اند و رفته اند....
یا همین حالا... وقتی  آن اِچِ مثبتِ بالای گوشي هایمان اگر نباشد چند نفر را داریم؟p
چند نفر هنوز هستند که می شود رویِ شانه هایشان برای تکیه کردن حساب کرد....؟
چند نفر هنوز هستند

ادامه مطلب  

لوله بازکنی درتهران09109984079_09381793540  

لوله بازکنی با دستگاه های ژنراتور و فنر فولادی بلند وکوتاه
تخلیه چاه با تانکر های 12000لیتری و پمپ لجن کش و دستگاه مکنده
طوقه چینی
تعویض کاسه
رفع بو
رفع نم
تشخیص ترکیده گی
ترمیم ترکیده گی
حفرچاه نو
تعمیر چاه کهنه
لایروبی
بیرون آوردن اشیا از داخل لوله مثل گوشي
کاشی کاری
لوله کش
رفع نم
تشخیص ترکیده گی
ترمیم ترکیده گی
حفرچاه نو
تعمیر چاه کهنه
لایروبی
بیرون آوردن اشیا از داخل لوله مثل گوشي
کاشی کاری
لوله کشی
سرویس کولر
بصورت تخصصی
دراسرع وقت
آماد

ادامه مطلب  

 

هاها   چی چی   هاها   چی چی .این صدای قطار نیستا .زبون ژاپنیه 
هاها یعنی مامان چی چی یعنی پدر.گفتم دو سه كلوم ژاپنی هم یاد بگیرید بد نیس
حالا اسم منو به زبون ژاپنی بینید
مخلص شما  "رین ری تو مو دو تو كو" فقط یه نموره طولانیه
 
میبینم كه دارید از دست من خلاص میشید برا یه ماهی
خب فعلا برم چند ساعت میام دوباره
 
 
 
سلام مجددیات
اومدم در اصل معذرت بخاوم برا اینكه خیلی وقته كه پیام جواب ندادم و توی تلگرامم اذیتتون كردم اونجا هم درست جواب نمیدم .من هم

ادامه مطلب  

یه شب فوق العاده سخت  

مخاطب خاصم سلام
نمیدونم چرا اینقدر پریشونم ...میدونم خونه ای،میدونم ولی نمیدونم چرا اینقدر دارم بال بال میزنم یه خبری ازت بیاد
خدا کنه تنها راه ارتباطیمونو بخونی
لعنت به همه دینگ دینگ هاااا
هر دینگ دینگ آلارم پیام این گوشي ...توی دلم خالی میشه که یه پیامی از تو هست ...
ولی ...
گروه های مزخرف پیام های مزخرف تر که میاد " دینگ دینگ " صدا میده
و باز منم دلم میاد توی دهنم ولی ولی ولی ...
اصلا با خودم لج کردم
از همین الان هر دینگ دینگی که بیاد اگر تو نباشی ح

ادامه مطلب  

دیدار عاشقانه پاییزی  

 
صبح که بیدار شدم خیلی خسته و شلخته بودم.چون قرار نبود عشقمو ببینم لزومی هم نداشت خوشگل باشم...ساعت 3 با عشقدونی چت میکردیم که یهو گفت میخواد بیاد ببینتم...هووول شدم...خوشحالم شدم......دوستام گفتن خوشگل کن....رفتم ایینه رو نگا کردم دیدم چقد نامرتبم ولی برام مهم نبود.یه رژ زدم و وسایلامو جمع کردم برم.....همه شوکه شدن...گفتم بخدا عشقم منو نا مرتب تر ازینم دیده ....دوستم گفت اشتباه نکنننن زشت باشی و ژیگول نکنی ولت میکنه......گفتم هههههههه تو عشق منو نمیشناس

ادامه مطلب  

تلفن همراه و آسیب های آن  

این دستگاه كوچك باعث شده در هر زمان و مكانی در دسترس باشیم. استفاده از تلفن همراه هر روز بیش از پیش در جوامع رواج می یابد و امروزه بسیاری از افراد از این پدیده نوین ارتباطی به طور مؤثر استفاده می كنند و انواع گوشي های همراه با جدیدترین فناوری ها در بازار عرضه می شود. دنیای امروز عصر تلویزیون، ماهواره، كامپیوتر، اینترنت و تلفن همراه است. موارد فوق چنان با سرعت وارد زندگی بشر شده و راه نفوذ خود را ادامه می دهند كه نمی توان از كنار آنها با بی تفاو

ادامه مطلب  

به همین سادگی!  

دفتر تمرینش رو جا گذاشته بود. رفتم دم مدرسه که تحویل مدیرشون بدم.هیچ کس نبود. به طرز مشکوکی! هیچ سر و صدایی هم نبود!هی زنگ در مدسه رو می زدم و هی سکوت! عجله داشتم؛ ولی نمی شد بی خیال شم!همین طور هاج و واج پشت در وایستاده بودم کهیه خانم میانسالی رد شد و گفت: امروز بخاطر آلودگی هوا، ابتدایی تعطیله ها!خندان! برگشتم برم سر کوچه، که یه دختر خوشگل همسن دخترم، با چادر و کوله اومد توی کوچه.تا دیدمش گفتم؛ مدرسه تعطیله که. باید برگردی خونه.رنگش پرید. چونه اش

ادامه مطلب  

 

هما رفته بود بچه ها رو از مدرسه بیاره من دل تو دلم نبود که اگه مهمونهابیایندچیکار کنم تو همین افکار غرق بودم که زنگ در به صدا در اومد، من خل و چلم با دستپاچگی این ور اونور می دوییدم مامان اینا نگاه عاقل اندر سفیه بهم می نداختن، خلاصه رفتم پای در نفس عمیقی کشیدم ودرو باز کردم عمه و پسرعمه با شیرینی و چمدونی که فکر کنم سوغاتی بود پشت در بودند من از خجالت دوبار پاهام تو هم رفت و اگه خودمو جمع نمی کردم تو حیاط ولو می شدم ، بفرمایید بالا خواهش می کنم

ادامه مطلب  

چه کسانی بیشتر به تلگرام اعتماد می کنند؟  

دکتر محسن کوهی‌نصرآبادی، جامعه‌شناس و عضو هیأت‌ علمی دانشگاه پیام‌ نور:
«حدود یک دهه است که ارتباطات مجازی در ایران بسیار رونق گرفته است. در ابتدا، این نوع ارتباطات از راه Email و گفت­وگو­های (Chat) اینترنتی باب شد؛ سپس امکان ارسال متن از راه پیام کوتاه (SMS) گسترش یافت و با پیشرفت فناوری و ورود گوشي­های هوشمند تلفن همراه و راه­اندازی شبکه­های اجتماعی که دسترسی به آنها از راه گوشي­ها نیز امکان­پذیر است، امروزه این نوع ارتباطات به اوج خود رسیده

ادامه مطلب  

مردانگی بکن فقط بگو  

دخترک بختیاری یادت هست چه بی پروا به من حرف بد زدی یادت هست چطور بهم می گفتی پدر سگ ؟یادت هست چطور می گفتی مادر جنده؟یادت هست چطور بهم می گفتی خواهر...؟یادت هست بهم می گفتی من دکتری ژنتیک دارم آزمایش ازت میگیرم تو حرومزاده ای؟یادت هست چطور بهم می گفتی عوضی؟می گفتی سگ؟یادت هست چه بی پروا میگفتی تو غیرت نداری؟من دارم به تو فحش میدهم تو چیزی نمیگی؟کلا حرفهایت یادت میاد؟نمیدونم غیرت از نظر تو جواب حرف بد زدنهای تو این بود منم حرف بد بزنم؟نه من ای

ادامه مطلب  

137.  

- بی محابا می باره.
آسمون کل دیشب رو بارید، همینطور همه ی امروز صبح. با اطمینان میگم، چون هنوز سرماش از تنم بیرون نیومده. می دونی قشنگ ترین بخشش چی بود؟ هیچکدوممون پیشنهاد لغو برنامه رو ندادیم. از کوه کشیدیم بالا و یه جا برای نشستن پیدا کردیم و یه صبحونه ی خوب خوردیم. برای خودم هم عجیب بود که هیچکدوممون حرفی از بی خیال شدن نزدیم. سلفی نگرفتیم. از خیس شدن لباسامون غر نزدیم. نه من چیزی از مزه ی آش گفتم نه اون از املت و اصلا نفهمیدم ازش راضی بود یا نه

ادامه مطلب  

 

+عرضم به حضور کِ...رقصیدنم میاد:))))
امتاحان ریاضی تموم
ایشالا با نمره بیست
+صبح فک کن ساعت 7 و پنج دیقه،سرویس زنگ زده به ننم://
میگه هوی این کلم کجا مونده؟گیر کرده تو قدرمطلق؟:/
قیافه ی من
+خواب مونده بودم شدیدددد:/
مامان به راننده گف تو پاشو برو کلم خودش میپاشه میره:((
واین چنین بود که در اولین امتاحان خواب موندیم:)))
البته خواب موندنم اون چنینی نبود.ولی خب در حدی بود که منی که همیشه
ساعت 7 و ربع مدرسه بودم،امروز هفت و چل و پنج برم
هم مامان هم بابا هم ب

ادامه مطلب  

خونه خونه  

دیروز اومدم خوووووووووونه
مثلا زنگ گوشي رو برا 8:30 صبح کوک کرده بودم ک زد پاشم بیام
اما نزدیکای 11 بود ک داداش حسینم زنگ زد از خواب بیدارم کرد
عصر بود ک رسیدم روستا
 
شبم با بابا و مامان و داداش حسین فیلم دیدیم....خیلی حال داد
اول فیلم بادیگارد رو دیدیم...خیلی خوشم اومد ازش...عاالیه به نظر من
تووو دانشگاه پخشش کرده بودن اما من نشد ک برم ببینم
همش دنبالش بودم.
بعد تموم شدن بادیگارد ، قسمت آخر موش و گربه ی ممد صمد رو دیدیم
اونسری ک اومده بودم خونه قسمت

ادامه مطلب  

طعم تلخ تو  

دلش میخواست یه صدایی بشنوه، نمیدونست اصلا چه صدایی. گرم، سرد، دور، نزدیک؟ هیچ ایده ای نداشت. توی هیاهوی صداهای اطرافش، دنبال صدایی می گشت که راهنماییش کنه، اما تنها، فقط یک صدا شنیده می شد. صدای درونش که از همه ی صداهای پراکنده ی پیرامونش، بلندتر، دلسوزتر، واقعی تر و مهربان تر بود. حرف هایی رو که دوست داشت بهش نمی گفت ولی هر چی می گفت راست بود.
گوشي رو بر میداشت و گاهی به صدای بوق ممتد یک خطه خالی گوش می داد. صدای چلیک چلیک صفحه کلید، دیلنگ دی

ادامه مطلب  

جور دیگر باید بود  

چسبیده بود پشت من . چند بار خواهش کردم فاصله را حفظ کند ، برعکس اثر کرد و با فشار ناشی از سنگینی اش روی دوش م ، تقریبا چسبیدم به باجه مراجعات . مدارک و هزینه نقدی دریافت خدمات ، توی دستم بود تا متصدی را معطل نکنم . پس از طرح درخواستم ، اعلام شد که باید کارت بکشم . صدای متصدی به من نرسیده بود که بلافاصله ، پشت سری با تحمیل فشار چند برابری روی دوش من ، فرم ش را به مسوول باجه رساند و در همان حال اضافه کرد تا شما دنبال کارت تان می گردید ، فرم من ثبت شود .

ادامه مطلب  

نکنه منظورش منم؟!!!  

یه چیزی بخواد ذهنت و مشغول کنه نگاه نمیکنه الان وقت داری نداری سر کلاسی توی مهمونی پشت فرمونی... به هیچی کار نداره میاد توی ذهنت فکرت و مشغول میکنه و مجال هیچ کاری رو بهت نمیده مثل الان که سر کلاس تخصصی هستم، استادم داره یه مطلب مهمی رو میگه ولی من گوشي دستم گرفتم اومدم تا برات بنویسم بنویسم تا بلکه کمی آروم بگیرم میدونی اون حرف دیشب این عکس الان نکنه...... این فکر اومد تو ذهنم که نکنه منظورش منم! و این یعنی...... ولش کن نه نه نمیشه ولش کرد سر دردم دا

ادامه مطلب  

دست گل به آب دادم  

خیلی شده که کاری کردم که سهوی بوده و یا اصلاً من انجامش ندادم ولی به نام من تموم شده و بعدش خجالت کشیدم مثلاً یه بار نصف شب دستم خورد به شماره آرش یکی از همکارای سابق و یکبار هم که گوشي تو جیبم شماره عباس رو گرفته بود و عباس فردا کل مکالمه من و یکی از بچه ها رو برام تعریف کرد و یا چند سال قبل که شخصی میرفت تو وبلاگ دوست ها و به اسم من فحش میذاشت که چقدر خجالت کشیدم و آخرش وبلاگم رو حذف کردم, اس ام اس اشتباهی دادم, شماره کسی رو اشتباهی گرفتم, حرفی رو

ادامه مطلب  

بپرس چه خبر.. بگم برف اومده تا کمر  

دانشگاه بالاخره جایزه های مسابقه های منطقه ای و المپیاد رو داد. مهم ترین نفر شنای خواهران خب مشخصه من بودم. یکی از بچه ها که بهش یه کارت دادن، داشت نگاه می کرد ببینه چندیه.. منم چشمم خورد.. 120 تومن بود. به من دو تا کارت دادن. اومدم خونه، مامان نبود. بهش گفتم فک کنم 250 اینا دادن. بعد گفتم بذار ببینم چنده و بعله.. 600 تومن بود!
با بچه ها که از من خوششون نمیاد، عکس گرفتیم. مخصوصا یه جوری گرفته بودم که دیده شه دو تا لوح دادن و اینکه علامت پیروزی! دو های لعنت

ادامه مطلب  

CM Launcher 3D  

 
CM Launcher 3D 
سبک ترین اپلیکیشن که سطح کیفی دستگاه شما را در حد قابل توجهی ارتقاء میبخشد، تا جایی که از اپلیکیشن هایی چون APUS GO Launcher, NOVA Launcher و... نیز پیشی گرفته است.ویژگی های این نرم افزار شامل موارد ذیل است :
sleek : سرعت بالا آمدن و شروع را تا 100% افزایش میدهد،  نرم افزار ها را سریعتر لود میکند،  جستجوی اینترنتی پر سرعتی ایجاد میکند، و از تمام قابلیت های گوشي بدون هیچ مشکلی بهره برداری مینماید.
Secure : دارای برترین موتور ضد ویروس دنیا میباشد و از تمام

ادامه مطلب  

موضوعات پیشنهادی پروژه پایانی رشته کامپیوتر  

1- طراحی یک وب سایت با ASP.NET که به بانک اطلاعاتی متصل شود و عملیات اضافه - حذف  - ویرایش و .... را انجام دهد. مانند وب سایت فروش موبایل ، کامپیوتر ، وب سایت ثبت نام بلیط هواپیما ،کاریابی و سیستم های رزرواسیون و آموزشی 2-طراحی یک وب سایت با PHP که به بانک اطلاعاتی متصل شود و عملیات اضافه - حذف  - ویرایش و .... را انجام دهد. مانند وب سایت فروش موبایل ، کامپیوتر ، وب سایت ثبت نام بلیط هواپیما و سیستم های رزرواسیون و آموزشی 3- نوشتن یک برنامه بانک اطلاعاتی و

ادامه مطلب  

برای بعدا خواندن خود  

یک چیز غم انگیز فهمیدم.خیلی وقت است فهمیدم ولی امشب یادم آمد حتما بنویسمش تا بعدا بخوانم.نوشته ها پررنگ تر از حافظه لاجون من هستند.زندگی خیلی چیز عجیبیست.شما یک انتخاب ساده میکنی.انتخابی خیلی ساده.بعد توی یک مسیری می افتی و توی این مسیر جدید ممکن است با چیزهای جدیدی روبرو شوی.چیزهای جدیدی را ببینی و موضوعات جدیدی را بشنوی که توی مسیرهای دیگر زندگی ممکن است تا آخر عمر با آن ها برخورد هم نکنی.بگذار واضح تر بنویسم تا بعدا هنگام خواندن کمتر از خو

ادامه مطلب  

منم عاشق انتظار کشیدن...  

بدجور اسیرِ نوستالژی شدم!
کارم شده دانلود کردن آهنگای دهه های گذشته هر کدومم بالای صد بار گوش میدم...از صبح که چشم باز میکنم تا آخر شب که میخوام بخوابم
ساعت گوشيم رو هفت و نیم گذاشته بودم که پاشم برم باشگاه انوقت مامانم 9 صدام میکنه مگه نمیخواستی بری باشگاه اصلا نمیدونم گوشي کی زنگ خورده بود و کی خاموشش کرده بودم...جوری به ورزش وابسته شدم که فکر کنم در صورتش ترک کردنش افسردگی بگیرم...تخلیه روانی میکنم خودمو باهاش
دیشب با عاطی تو تلگرام داشتیم

ادامه مطلب  

من از آن روز که در بند توام آزاد!!  

از راه که رسیدم ساعت 3 بعد از ظهر بود! وسایلمو گذاشتم یه گوشه به شاهین خبر رسیدنمو دادم، لوبیا پلوی حسابی خوردم و اومدم خوابیدم! وقتی بیدار شدم فک کردم صبح شده و الان باشگاهم دیر میشه!! ولی ساعت 7 شب بود نه 7 صبح!
تماس نگرفتم رسیدنمو خبر بدم مشغول جا به جا کردن وسایلم بودم گوشي خونه زنگ خورد، مامان جواب داد. بابای شاهین جانم بود با مامان و بابا صحبت کرد و گِله کرد که از سمانه ناراحتم این همه راه رو میاد برای دو روز!!! مامان و بابا هم گفتن ما بهش می

ادامه مطلب  

بالاخره تمومش میکنم  

واااااااااااااااایی
اینقدر خوشحالم که حد نداره
کار نیمه تمومم و بالاخره بعد 4 سال میتونم تموم کنم
بخاطر اون چالش مسخره تو یسری گروه های تلگرام رفته بودم
از همشون لفت داده بودم جز یکی 
خلاصه تو اون گروه یه آدم خاص و شناختم
فهمیدم هکر بود و میخواست گوشي رو هک کنه ولی خب درجا میگفتم بهش بلاک میکرد من چند ساله دنبال همچین آدمی بودم 
چون این آدما دوست ندارن شناسایی بشن بخاطر همین پله پله خواستم برم جلو 
میدونستم 
ولی میخواستم پله پله برم جلو
آخر

ادامه مطلب  

دوست معمولی  

+حالا که همه چیز بِینمون تموم شده،بیا دوستِ معمولی باشیم_دوست معمولی چجوری میشه؟آهان وایسا خودم بگمیعنی دیگه از این به بعد قرار نیست صبح زود تا از خواب بیدار شدی پیام بدی صبح بخیرمو نگی پامو از خونه نمیذارم بیرون...بعدشم انقدر زنگ بزنی که خواب از سَرَم بِپَره...! شاید حول و حوش ساعت ده پیام بدی: سلام، من فلان جام آدرسشو بلد نیستم...کمکم میکنی؟بعدشم قرار نیست من پنج دقیقه بعد با موتور بیام اونجا و غافلگیرت کنم و ببرم برسونمت و دو ساعتم وایسم کار

ادامه مطلب  

شرح حال من  

اخیش حالا که ادرس وبمو عوض کردمو شلوغ نیستو خواننده هاش کمن راحت می تونم حرفای دلمو بزنم...
باید خیلی وقت پیش اینکارو می کردم...
+دیروز که حالم بد بود تقریبا تا 8 شب این حال بد من ادامه داشت یکی از کلاسامو رفتم به زور ودومیو نتونستم برم که استاد حذفم می کنه به احتمال زیاد(به درک)
+اخه سه جلسه غیبتا بیشتر بشه حذف می کنن منم هر سه جلسه رو غیبت کردم و این چهارمیش می شه و جالبه هر سه چهار جلسش برای رفتن به دکتر بوده...
اصلا به درک که حذف می کنه ...
اینقدر خو

ادامه مطلب  

 

سلام بر عچقان خفته اندر بیدار ببینمتوننننننننننننننن چه بزرگ شدید این مدت كه من نبودمالان دارم دقیقا در این حالت كه در عكس موشاهده میكنید براتون مینویسم
 
یه انسان گشنه ای استم كه نون خشك سنگگك و ماست دارم خودمو سیر میكنم.یعنی مظلومیت تا چه حدكسی نی درك كنه
اینكه نبودم رو ولش كنید بچسبیم به زمان آینده و حال
یكی از اجیای عزیزدلم تلگراممو خواسته بود اجی جونم من توی این مدت اصن تلگراممو سراغش نرفتم من اصن رو گوشي این چیزا رو نصب نمیكنم دوس نم

ادامه مطلب  

 

دیشب بود که یه پیام دادگفت تاحالا گریه کردم
توماشین بودم بادوستام که دنیا روسرم خراب شد
رنگش زدم گفتم ازتلگرام بهت پیام دادم خیلی ناراحت بود
اما نمیشدباهاش حرف بزنم پنج دقیقه نشداومدم خونه
هرچی بهش پیام وزنگ زدم هیچ جوابی نداد
هرکاری کردم هیچی نگفت خیلی منتظرموندم اما خبری نشد
خوابیدم صبح درجواب اون همه پیام من فقط یه زنگ زد
ونه پیامی نه سلام صبح بخیری ولی من بازتوتلگرامش
چندتا متن عاشقانه فرستادم بعدگله کردم که چرا همچین
میکنه که سرظهرد

ادامه مطلب  

روایت کلاس پژوهش روایی تاریخ ۴\١۰  

saeed ALikhani:کلیدواژگان:بحث درمورد وبلاگ.حضور وغیاب,تعیین تکلیف واحدشنبه صبح ۴\١۰\٩۵ساعت ٣۰\٧ازخواب بلند شدم نگاهی به گوشي انداختم دیدم هنوز نیم ساعت دیگه وقت دارم باز دوباره خوابیدم یلحظه ازخواب پریدم دیدم ساعت از٨گذشته نگران شدم سریع لباسم راپوشیدم ودستی به موهام کشیدم وسریع دویدم طبقه پایین تا کفشم رابپوشم وسمت آموزشی برم به جای کفشیا که رسیدم دوسه نفر ازبچه هایی کلاسمون را دیدم که تازه دارن کفش میپوشن نفسی راحت کشیدم به آرامی کفشم روپوشی

ادامه مطلب  

راه های استفاده از اینترنت  

روزانه ما ساعات ها با گوشي لبتاپ و یا چیز های دیگه سر و کار داریم و از اینترنت استفاده میکنیم.ممکنه ما از اینترنت به خوبی استفاده کنیم و یا حتی برعکس.ما باید یادبگیریم چگونه از اینترنت استفاده کنیم
استفاده خوب از اینترنت:
اینترنت یک منبع بی نهایت از اطلاعات است؛ نوجوانان و جوانان بیشترین وقت خود را در اینترنت صرف می کنند.اکنون این سوال به وجود می آید که آیا تمامی اطلاعات اینترنت برای شما مفید هستند؟ مسلماً جواب منفی است!اگر توجه کنید مشاهده

ادامه مطلب  

روایت جلسه چهارم درس پژوهش روایی  

کلمات کلیدی:اصلاح وبلاگ, تحقیق کیفی و روش های جمع آوری آن, تکنیک های تحقیق کیفی, آنسلم استراس
امروز شنبه مورخه 1395.8.8من زنگ اول با استاد حمادی درس پژوهش روایی دارم.
من دیشب ساعت 1بامداد که به رخت خواب رفتم تا بخوابم ساعت موبایلم را بروی 7.15ادقیقه  گذاشتم تا فردا صبح از خوای بیدار شوم و پس از صرف صبحانه با تمام وجود و انرژی سر کلاس حاضر شوم.
ساعت 7.15دقیقه موبایلم زنگ خورد چون خودم آنرا کوک کرده بودم تا بیدار شوم ولی چون من خیلی دیر بیدار شدم تا زنگ ر

ادامه مطلب  

اطلاعات سفر به ترکیه  

    ساعت ترکیه: مهمترین نکته اینکه ساعت ترکیه 1.30 ساعت از ما عقب تره و مثلا اگه اینجا ساعت 12 باشه اونجا 10.30 صبحه..    آب آشامیدنی: به هیچ وجه آب لوله کشی رو نخورید چون غیر قابل آشامیدنه و از مغازه ها آب معدنی بخرین که البته یکم گرونه    لباس مناسب: برای اینکه راحت باشین و اذیت نشین لباس راحت و کفش ورزشی بپوشین..    واحد پول ترکیه: واحد پول ترکیه لیر و هر یک لیر معادل 1200 تومن میشه..    فرودگاه های ترکیه: ترکیه فرودگاه های مختلفی داره که هرکدوم تو یه

ادامه مطلب  

 

این روزا بی حوصله م همه ش. سعی کردم چیزایی که اذیتم می کنن، ول کنم؛ سعی کردم به زمان بندیِ خدا اعتماد کنم. کافی نیست. انرژی م داره تحلیل میره و حال من خوب نیست. دارم میگم، حالم خوب نیست. کسی متوجه این قضیه نمیشه. با کسی نمی تونم حرف بزنم چون غصه ها، نگرانی ها و غر زدن های من براشون زیادیه. همه چی اذیتم میکنه. ترجیح میدم حرف نزنم یا اینکه بخندم تا اینکه توضیح بدم چرا خستم و به زبون بیارم که نیاز دارم یکی تلاش کنه حالم رو بهتر کنه.
اونروز با ک. حرف میز

ادامه مطلب  

آرزوهای کودکی  

کاش چیزی یادت رفته باشدکاش کفشیشالیگل سریکاش پیراهنی یادت رفته باشد...کاش قابلمه ای روی اجاق گازکاش کیف پولی روی کاناپهکاش جاکلیدی ات پشت درکاش گوشي ات روی میز صبحانه یادت رفته باشد.کاش ساعتیعینکیدفترچه ی یادداشتیکاش خودکارت یادت رفته باشد.کاش چیزی یادت رفته باشد وبرایش برگردی...کاش ...کاش معشوقه ی فراموش کاری بودی...بابک زمانی دیروز وقتی شعر بالا رو خوندم، یادم افتاد که منم روزگاری گل سر و روسری و خودکار و دفترمو جا می ذاشتم، البته نه از رو

ادامه مطلب  

ملاقات  

سلام
دو روز پیش صبح اومدم تهران،یسری کار داشتم انجام دادم و بعد از ظهر به مامانش زنگ زدم که ببینمش و یسری از وسایل الهام رو که براش گرفته بودم بدم بهش.گفت به الهام بگه بیاد گفتم نه.رفتم تجریش و وقتی منتظر بودم مامان بیاد یهو الهام از پشت سر اومد . اولش شوکه شدم واقعیتش از دیدنش خوشحال شدم اما نباید خوشحال باشم چون رابطه ما تموم شده . راستشو بخواین هنوزم امید داشتم که بخواد تغییر کنه . تو طول مدت ملاقاتمون فکر میکردم این دیدار سرزده برای این بود

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1