بیا رو راست باشیم پسر 
از وقتی که با طرزفکرت اشنا شدم یه لول به استاندارد های زندگیم اضافه شده 
+تو خر منی 
+هنوز عاشق ترینم، اگر از اشیونه دور دورم، غم عشقت تو قلبم مونده با من
+ من واقعا عاشق این راهم :) عاشق همین روزام. عاشق همین تلاش هام. 
+ خرخون زاده نشده بودم، صفت اکتسابیه:/

ادامه مطلب  

سرنوشت یه قدیسه  

سرنوشت یه قدیسه
یهنفر بودهکه عاشق میشهدو بار هم عاشق میشهولی با هیچ کدومشون ازدواج نمیکنهچونبعد از عشق دومشبش الهام میشه کهقراره با یه قدیسه ازدواج کنه
زیادبا خودش فکر میکنهکه چطور لایق این عشق پاک(عشق قدیسه)شده؟؟
تنهانتیجه ایکه بش میرسه اینه کهعشقای اول و دومش ، برای این تو سرنوشتش بودن کهاونو رشد بدن و صاحب مقامات و کرامات معنوی بکنند ، که لایق عشق این قدیسه بشهوخداعشق خودشو(قدیسه ها عشق خدان)به اون عاشق پاکباخته بده
عاشقیکه آگاهانهنیر

ادامه مطلب  

اهای خوشگل عاشق  

آهای خوشگل عاشق آهای عمر دقایق
آهای وصله به موهای تو سنجاق شقایق
آهای ای گل شب‌بو آهای گل هیاهو
آهای طعنه زده چشم تو به چشمای آهو
دلم لاله عاشق آهای بنفشه تر
نکن غنچه نشکفته قلبم رو تو پرپر
من که دل به تو دادم چرا بردی ز یادم
بگو با من عاشق چرا برات زیادم
آهای صدای گیتار آهای قلب رو دیوار
اگه دست توی دستام نذاری خدانگهدار
خدانگهدار…
♫♫♫
دلت یاس پراحساسه آی مریم نازم
تا اون روزی که نبضم بزنه ترانه‌سازم
برات ترانه‌سازم تو آهنگی و سازم
بیا بر

ادامه مطلب  

نامه ای برای بچه ایندم  

سلام ...
مامانی الان نمیدونم بابات کیه ولی خوب میدونم اگه جواد بابات نشه این باباتو نمیخوامو عاشقش نیستم مامانی بچه خوشگلم من تو دنیا عاشق یه مردم اونم جواده اره اسم دیگش حسین طغرایی هس عاشقشم ولی حیف که با ندونم کاری های منم همه چیز خراب شد عزیزم دردونه مامانی ازت میخوام مثل مامانی توی کوچیکی عاشق نشی براز خوب بزرگ بشی درستو بخونی بعدن عاشق بشو الهی مامانی فدات بشه

ادامه مطلب  

 

عاشقی محنت بسیار كشید
تا لب دجله به معشوقه رسید
 
نا شده از گل رویش سیراب
كه فلك دسته گلی داد به اب
 
نازنین چشم به شط دوخته بود
فارغ از عاشق دلسوخته بود
 
دید در روی شط اید به شتاب
نو گلی چون گل رویش شاداب
 
خواست كازاد كند از بندش
اسم گل برد در اب افكندش
 
خوانده بود این مثل ان مایه ناز
كه نكویی كن ودر اب انداز
 
گفت به به چه گل زیباییست
لایق دست چو من رعنایی است
 
حیف ازون گل كه برد اب او را
كند از منظره نایاب او را
 
گفت رو تا كه زهجرم برهی
نام بی

ادامه مطلب  

 

عاشق شوید…نه به خاطر لذت بوسه و هم آغوشی…به خاطر تمرکز ذهن روی یک نفر عاشق شوید…وفاداری لذت دارد…همانقدر که زن را باید فهمید …مرد را هم باید درک کرد …همانقدر که زن “بودن” میخواهد …مرد هم “اطمینان” میخواهد …همانقدر که باید قربان صدقه ی روی بی آرایش زن رفت …باید فدای خستگی های مرد هم شد …همانقدر که باید بی حوصلگی های زن را طاقت آورد …کلافگی های مرد را هم باید فهمید …خلاصه “مرد” و “زن” ندارد …به نقطه ی “مــا” شدن که رسیدی …بهترین

ادامه مطلب  

 

سلام...نمیدونم چرا! اما روز به روز بیشتر عاشقت میشم...بیشتر...بیشتر از قبل...میدونی چیه فاطمه؟تازگیا فکرای جدیدی به ذهنم میرسه...که اگه من یک روز بمیرم...کی اولین اشک رو واسم میریزه؟...یا اصلا به خاطرم گریه میکنی؟ سر مزارم میای؟ یادی از من میکنی؟ یاد اون زمونا میوفتی..که...که یه پسره بود...اسمش جواد بود...یا اصلا یادت میوفته که یه عاشق بودم؟...عاشق تو بودم...که همه فکرو ذکرم تو بودی؟حاظر بودنم جونمم فدات کنم...اون روزی که بهت گقتم دوست دارم فکر کردی دارم

ادامه مطلب  

سیر اقیانوس  

ما بلوار را پشت سر می گذاریم...
در شب تاریک جلو می رویم...
با باک نیمه پر و قلب خالی...
وانمود می کنیم که عاشق هستیم اما این هیچگاه کافی نیست...
وقتی صدای آژیر هوای خالی را پر میکند...
آه چطور ما به اینجا رسیدیم عزیزم...
میبینیم که طوفانی نزدیک می شود...
وانمود میکنیم که نترسیده ایم...
حرفی نزن زمانی که با شیطان می رقصیم...
تو به دنیایی بسیار سرد آتش آوردی...
ما خارج از ریتم در بزرگراهی به سوی هیچگاه هستیم...
تحمل کن...صبر کن....تحمل کن...
ما داریم همه چراغ های

ادامه مطلب  

فرق دوست داشتن و عشق  

 میدونی فرقِ "دوست داشتن" و "عاشق شدن" چیه؟وقتی یه آدم مهربونِ و مدام بهت خوبی میکنه و همه جوره هواتو داره بهش علاقه مند میشی...اما این علاقه طوری نیست که اگه یروز نبینیشدلتنگی پدرتو دربیاره!فقط بخاطر خوب بودناش بهش علاقه داری...اما عاشق شدن دقیقا برعکسِ دوست داشتنِ...حتی اگه طرف بدترین اخلاقُ داشته باشهحتی اگه خوردت کنه و غرورتو بشکنه...بازم نمیتونی دوسش نداشته باشیُاگه حتی یک روز نبینیش یاحتی یک ساعت ازش بی خبر باشی بی قراری میکنی...مدام دلتن

ادامه مطلب  

پياز خاتون  

به نظرم پیاز مؤنث باشد، شاغل و سرشلوغ هم باشد. اما وقتی پوست كنده می شود، شسته می شود، دلش شكافته می شود، لایه های سفید و رنگارنگ قلبش بیرون می زند. آن سوز و اشكی كه برمی انگیزد، شوری ست برای شروع طبخ. روی روغن داغ كه می نشیند، ناگهان جلز و ولزش درمی آید، انگار عاشق شده باشد. كم كم كه طلایی می شود، بوی خوب و شیرینش بلند می شود. یك رضایتی دارد این لحظه اش، مصداق رنگ رخسار خبر می دهد از سر ضمیر...

ادامه مطلب  

مردانگی بکن فقط بگو  

دخترک بختیاری یادت هست چه بی پروا به من حرف بد زدی یادت هست چطور بهم می گفتی پدر سگ ؟یادت هست چطور می گفتی مادر جنده؟یادت هست چطور بهم می گفتی خواهر...؟یادت هست بهم می گفتی من دکتری ژنتیک دارم آزمایش ازت میگیرم تو حرومزاده ای؟یادت هست چطور بهم می گفتی عوضی؟می گفتی سگ؟یادت هست چه بی پروا میگفتی تو غیرت نداری؟من دارم به تو فحش میدهم تو چیزی نمیگی؟کلا حرفهایت یادت میاد؟نمیدونم غیرت از نظر تو جواب حرف بد زدنهای تو این بود منم حرف بد بزنم؟نه من ای

ادامه مطلب  

 

هر كارى را باید با اهلش انجام داد...با دوست نقاشم فقط صحبت از هارمونى رنگ هاى عجیب زندگى لذت دارد...با ان كه همه زندگیش را به فیلم گذرانده باید از دیالوگ هاى ماندگار سینما و دنیرو و آل پا چینو گپ زد...با بچه ها باید بچه شد و پا به پایشان غرق در افكار و بازى هاى كودكانه شان شد..دعوت یك ویلونیست به كنسرتش را نباید از دست داد..!خوردن چاى و شنیدن قصه هاى قدیمى فقط كنار سماور ذغالى مادربزرگ میچسبد..و با یك فیلسوف باید بنشینى و زندگى را از بیخ و بن به چالش

ادامه مطلب  

طلوع یک فرشته...  

طلوع یک فرشته ...
امروز سالروز تولد فرشته ایست که ثابت کرد عشق فقط افسانه نیست.
ثابت کرد در دنیای سرد امروز هم می توان عاشق شد و عاشقانه زندگی کرد.
امروز سالگرد شکفته شدن یاس عاشقیست که عطر انسانیت و محبتش چنانم مست کرده
که تصور بی او ماندن زندگی را بر من تلخ و حرام می کند و مرگ را شیرین و سهل.
خورشید زندگی من!
در سالگرد طلوعت بیشتر از همیشه عاشق تو ام ای زیبای من...
همسر مهربان من:
تولدت مبارک 
***مهربانم دوستت دارم***

ادامه مطلب  

دور دور ؛)  

عاشق سرعتم...اونم سرعت بالا ..چه تو یادگرفتن یه نت موسیقی،چه تو رانندگی، چه تو درس خوندن...
ولی یهو سرعت گرفتن دل آدمو میرنه حتی ممکنه دلسرد بشی به چیزی و ببوسی بذاریش کنار
مثلا دف و گذاشتم کنار...
سیاه قلم رو به همچنین :/
خطاطی رو حتی "/
و اماااااا.........امروز روز نسبتا خوبی بود برام :)
+غام غام حال آدمو جا میاره ها...الکی نیس ملت ماشینو برمیدارن الکی دور میزنن اینو اونور کلی حالشون خوب میشه :*)
+آی لاو یو پلیس جان ؛ )
+مچکر از آقای پدر بابت قرض دادن ماشین

ادامه مطلب  

تقاص  

دل من عاشق و می سوزونی و به اشکام میخندی
چرا منه ساده فکر می کردم که به عشقت پا بندی
رو کارات چشمامو میبندم
تو رو من چشم می بندی
بگو مگه دلت پیش کی گیره
بگو واسه کی میمیـــــری
بگو از من تو انتقام ، چی رو داری میگیری
چی شده که تو از من و عشقم داری فاصله میگیری
آهای تو که یه روز عشق منی و
یه روز دیگه عشق یکی دیگه
خدا اشکام و دید یه روزی
خودش تقاص کاراتو میده
پشیمون میشی یه روزی که دیره،تو قلبم یکی جاتو می گیره

ادامه مطلب  

خدا  

گم شدم میونِ حالِ مزخرفم
پیدا نمیکنم خودمو...
گم شده ام نیست!
دلم میخواد این حال و خودمو بردارم ببرم یه جایی و فقط داد بزنم و گریه کنم
انقدری که گلوم زخم شه و چشام کاسه ی خون 
بشینم کَفِ زمین و های های برای خودم گریه کنم
خدایا؟چرا سبک نمیشم؟خیال نداری یکم فقط یکم از این حال و هوا بیرونم بیاری؟
آدم اگه عاشق باشه میفهمه یه دردی داره ، اگه خسته باشه بازم اون مشخص،اگه درد داشته باشه اونم دَوا داره ،چمیدونم...ولی این چیه که گریبونِ من میشه؟دردِ بی در

ادامه مطلب  

 

سلام
امروز‌ از خواب که پاشدم وبمو چک کردم
دیدم یه کامنت گذاشته عشقم
بهم گفت آدم کثیفی ام،نمیدونم شایدم هستم،آخه هیچکی اندازه اون بهم نزدیک نیست و با هیچکس به اندازه اون صادق نیستم،چون مهم ترین آدم زندگیمه
بهم گفت که تظاهر میکنم به دوست داشتنش
نمیدونم چجوری به این نتیجه رسید
راستش فک کنم بخاطر اینه‌ که  اینجوری راحت تره 
دیروز اون بعد ازینکه یه روز جوابشو ندادم پیام داد که کجایی؟میگم کافه
بعدمیگه میگه هروقت خوشگذر

ادامه مطلب  

از یادت ببره!  

گفتم : آدم وقتی عاشق کسی میشهلابد بودنِ با اون کس، کسی رو توو گذشته یادش میاره،جای خالیشو براش پُر میکنه.گفت : نه برادر، عشق حقیقی زمانی اتفاق میفتهکه بودن با کسیبودن با تمام آدمای دیگه رو از یادت ببره!
بابک زمانیرمان : بعد از ابر

ادامه مطلب  

 

عشق چیزی جز ظهور مهر نیست .....                     عشق یعنی مهر بی چون و چرا ؛                    عشق یعنی کوشش بی ادعا .....                              عشق یعنی مهر بی اما اگر ؛                                      عشق یعنی رفتن با پای سر .....                                          عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست ؛                                              عشق یعنی جان من قربان اوست .....                                                     عشق یعنی خواندن از چشمان او ؛                       

ادامه مطلب  

داستان عشق  

بچه که بودم عیدا حال و حول من بودتمام انرژی های سرکوب شده یکسال تو وجودم به صورت آتشفشان فوران میکرد؛ با شنا کردن تو آب لجن و بیماری پوستی گرفتن با از درخت بالا رفتن ، رقصیدن پشت وانت، دوییدن و عربده کشیدن تو خونه باغ عموم، کتک کاری با پسر عمو هام، کله پاچه خوردنا (عاشق کله پاچه بودم) ، تولدای آن چنانی که هر چهار فروردین برام میگرفتن.زن عموم هرسال خونشو برام تزیین میکرد و کیک دو طبقه که هیجا ندیده بودم میگرفت و طلا بارونم میکردن همه چون زن عموم

ادامه مطلب  

خدا به همراهت  

بالاخره مسیرش رو انتخاب کرد، حوزوی میشه. شاید هیچ کس به اندازه من از علاقش خبر نداره. امروز که گفت از صمیم قلبم خوشحال شدم ولی به روم نیاوردم چون باباش راضی نبود زیاد و گارد میگیره...
خدایا یاریش کن... بسیار دلش پاک هست...
 
پ.ن:
* میگه جان جانان شاید اربعین با بچه ها بریم کربلا.چه قدر خوشحال میشم و میگم برات دعا میکنم:)
* یعنی من عاشق جان جانان خطاب کردنش هستم، کمتر از جان خطابم نمیکنه، به اینها که فکر میکنم دلم خون میشود از دل حضرت زینب... حضرت زینب ک

ادامه مطلب  

داستان گیلاس/8  

پارسال از قطب شمال بهم زنگ زدند گفتند پاشو بیا اینجا,شب یلدائی دور هم باشیم,صبح هم میریم کله پاچه میزنیم!!منم که میدونید عاشق کله پاچه,پاشدم رفتم قطب شمال!
تا رسیدم چند تا جعبه انار گذاشتند جلوی من و گفتند بی زحمت اینارم دون کن دورهم بخوریم,بعدشم صبح میریم کله پاچه ای!!منم به عشق کله پاچه شروع کردم به دون کردنِ انار و اونا هم کاسه کاسه به انار دون شده نمک میزدند و میخوردن!
چند ساعت که گذشت خسته شدم و پرسیدم:ببخشید,تا صبح خیلی مونده؟یکیشون همونط

ادامه مطلب  

من روی دستان خدا...  

من روی دستان خدامثل یه رودجاری شدم
وقتی مسیرم بسته شد یک دردتکراری شدم
وقتی نهال قامتم را باد بر هم میزند
ساقه ی زرد باورم جوانه نه؛ غم میزند
این ضجه های لعنتی با آه همبسترشده
باناله سودا میکنم حال دلم بدتر شده
درشامگاه زلف او با نور ماه عاشق شدم
ماه مرا گرفته اند؛ من ماندم ودرد خودم
دنیای من بااین همه آشفتگی کامل شده
این دل بیچاره ی من ؛ یک دل ناقابل شده
در ازدحام کوچه از بن بست ها برگشته ام
سیل هجوم وحشی خاطره راشکسته ام
ای آرزوهای محال؛ من ب

ادامه مطلب  

تنهایی....  

میگویند قلمش نرم است
 
روان است
نافذ است
 
اما نمیدانند پشت این قلم نرم و روان و نافذ
چه کسی قلم بر دست گرفته
شاید کسی باشد که عاشق است
 
شاید یک شکست خورده 
و شاید...
 
کسی که تنهاست
تنهاییش را با نوشتن پر میکند و در سطر ها گم میشود
و در بند ها غرق
 
و فقط نوشتن است که آرامشی محض به او هدیه میدهد
ولی...
من نویسنده شدم رفت
تو بی کس مشو....
 

ادامه مطلب  

صرفا جهت شوخی (معلومه که علم بهتره)  

علم بهتر است یا شوهر ؟؟؟؟
خب قطعا شوهر بهتر است ما علم پیشه کردیم و برخی از 
دوستان قدیمی شوهر ما درس خوندیم و یکی زدیم تو سر کتاب
ده تا تو سر خودمون اما رفیقای قدیمی عاشق شدن از 
آرایش جدید تغیرات آنچنانی درحدی که ما نشناختیمشون 
خودشون رو برای شوهر لوس کردن و سرتاپاشون شد از جواهرات 
با یه بچه بغل عکس انداختن و عکساشون توی اینستاگرام 
به اشتراک گذاشتن و احساس خوشبختی کردن و ماهم لایکشون 
نمودیم و ما درس و درس و درس یه زندگی پر از استرس 
هی س

ادامه مطلب  

 

سلام عشقم.سلام نفسم.خوبی فاطمه؟از خدا میخوام همیشه خوب باشی فدات بشم.من خیلی دلتنگم...آره دلتنگ تو...کاش دیشب پیشم بودی و میدیدی که چطور دارم گریه میکنم فقط به خاطر تو.میدونی دیشب چه دعایی کردم عزیز دلم؟از خدا خواستم که همیشه سلامت باشی.هیچوقت ناراحت نباشی غم توی زندگیت نیاد...و آخر دعا از خدا خواستم که مال من باشی.خدا تو خودت میدونی من تحمل دیدن دستاش رو توی دستای کسی دیگه ای ندارم...خدایا قلب من زخم خوردس و درد میکشه خدایا مراقبش باش...خدایا تو

ادامه مطلب  

 

روزی روزگاری سلطانی ضیافتی ترتیب داد که همه‌ی شاهزاده خانم های قلمروش در آنجا بودند. یکی از نگهبانان به نام بستا، دختر سلطان را دید که قشنگترین دختر آن سرزمین بود، و فوری عاشقش شد. امّا یک سرباز بیچاره در مقابل دختر سلطان چه کاری از دستش بر میاد؟ یک روز ترتیبی داد که بتونه باهاش صحبت کنه و بهش گفت که بدون اون نمی‌تونه زندگی کنه. شاهزاده خانم که تحت تأثیر عمق احساسات او قرار گرفته بود، به سرباز گفت: "اگه بتونی صد شبانه روز زیر ایوون اتاق من من

ادامه مطلب  

اگر دستتان را در نیتروژن مایع فرو ببرید  

یخ زدگی و از بین فتن پوست دستتان حداقل صدمه‌ای است که با آن مواجه می‌شوید. اما راهی وجود دارد که بتوانید این کار را بدون کوچک ترین صدمه ای انجام دهید!  توجه: در این مطلب نکات ایمنی و جزئیات دقیق آزمایش ذکر نشده است، به همین دلیل تاکید می‌شود از انجام این آزمایش خودداری کنید، چراکه ذره‌ای خطا یا اشتباه می‌تواند به از دست رفتن دست شما منجر شود. تئودور گری از خبرنگاران سایت پاپ‌ساینس عاشق انجام آزمایش‌های عجیب است. یکی از آزمایش‌های معروف و

ادامه مطلب  

گریه های من  

نمیدونم بهش میرسم یا نه اصلا نمیدونممنو هنوز دوس داره یانه ولی اینو میدونم اگه نباشه میمیرم ای خدا هیچ کسی رو اینجوری عاشق نکن اون باورم نداره واین داره منو عذاب میده ببینید دارم میگم وقتی به حرفاش فک میکنم فکرخودکشی میزنه به سرم یه بار قرص خوردم ولی خانوادم فهمیدن و معدمو بردن شستشو دادن ولی جواد کجا از اینا خبرداره اره خبرنداره درکمم نمیکنه دارم براش مینویسم که اگه روزی براش خبر رسید فاطمت مرده بدونه دیگه نتونستم حرفای سنگینشو باخودم به

ادامه مطلب  

 

زمان را باید نگه داشت
برای لحظه ای که لبریز توست
و من هنوز تمامش را ننوشیده ام .
زمان را باید نگه داشت
برای مکث در شیدایی نگاهت
و آشوب پرهیاهوی آغوشت
تا شعر چشم تورا تمام کنم
زمان راباید نگه داشت
وروبروی تو نشست و بی هراس از گذر ثانیه ها
چشم به چشمهایت دوخت
تورا سیر تماشا کرد
و بیم نداشتنت را نداشت
زمان راباید نگه داشت
و ذوب در بودنت شد
آنقدر شفاف ، آنقدر زلال
که گویی درهم آمیختگی ازلی و ابدی ست
و هیچ مرزی قادر به جدایی اش نیست
زمان را باید نگه د

ادامه مطلب  

خیلی ناشیانه بود ولی جوابتو میدم  

دوشنبه ۱۵ آذر۱۳۹۵ ساعت: 14:7
توسط:ناهید

سوال ...خصوصی ..جواب در یک کلمه عمومی ...بله یا خیر...ازدواج با یه دختر متدین ثروتمند تحصیلکرده بسیاربسیارزیبایی که عاشقت باشه خلاف عرفان شخص شماست...

 وب سایت   ایمیل
 
[خصوصی]
 
 



جدایی

 
"خ ی ر"
 
با این شعر شروع میکنم :
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود
 
عشق اولم بم خیانت کرد , ولی من پروانه وار از آتشی که به خرمنم زد از خودم خالی شدم و در حق فانی
 
ولی
عشق آفتابم زنده ام کرد

ادامه مطلب  

الهی همه دلشون گرم باشه با داشته هاشون  

شنیدن صدای گررررم و مهربان پدر، که احوال پرس هست که نگران و در فکر هست که میگوید میخواهم با باران صحبت کنم که از همسر میپرسد که گاه و بیگاه زنگ میزند کوتاه و مختصر اما گرم صحبت میکند که که که.... خدایا شکرت.
(نمیدانم واقعا صدای پدرم خوب هست یا من انقدر دیوانه وار عاشق صدایش هستم.راستش نسبت به عزیزانم همینجورم. همسر و مادرم واقعا صداهای بینظیری دارن.اهی میخواهم فقط گوش شوم و انها فقط حرف)
 
ادمها باید یک چیزهایی رو یک مدت نداشته باشند تا برای ساده

ادامه مطلب  

هتل های رویایی قبرس که شما را عاشق می کند!  

اولین کاری که برای سفر به یک کشور جدید باید انجا بدید، بررسی هتلهای مقصد مورد نظر هستش. واسه همین ما در اینجا به معرفی چندتا از هتل های قبرس می پردازیم که میتوانید تعطیلاتی رمانتیک با نیمه گمشده تان در آن داشته باشید..
هتل ساحلی آماتوس در پافوس
این هتل زیبا،یکی از هتلهای 5 ستاره قبرس، سنتهای باستانی مهمان نوازی در قبرس را زنده نگاه داشته .. این هتل نمای بی نظیری از دریا و معماری خیره کننده ای دارد.. هتل آماتوس در 2 کیلومتری بندر جذاب ماهیگیری پا

ادامه مطلب  

سلطان کشور عشق  

سلطان کشور عشق
 
من مقیم کشور عشقم که سلطانش شدم
یاررا نادیده ام ؛ عاشق فراوانش شدم
 
سعی کردم لایقش باشم نمایم خدمتش
افتخاری شد نصیب مامور فرمانش شدم
 
دشمنم مانع شود تا خدمتش کمتر کنم
باز هم درخیل خدمتکار خوبانش شدم
 
آن چنان معشوق من احسان دارد بیحساب
بیکران هم مورد الطاف و احسانش شدم
 
از حضورش چونکه غافل میشوم یادم کند
شادمان مشتاق آن لبهای خندانش شدم
 
در کمینگاهش نشستم با دلی پر از امید
میکنم شکرش هدف در تیر مژگانش شدم
 
فکر میکردم مرا

ادامه مطلب  

اعتماد بنفس کاذب  

جونم براتون بگه ، بعد ورزش تا خرخره باقالی خوردم، عاشق حبوباتم، ب قول کره ای ها مهم نیست مزه غذا چیه مهم اینه که توی غذا چیه .....منم سعی میکنم این نقل قول رو دنبال کنم....راستی تا حالا دوست خود شیفته ی رو مخ داشتین؟ خدا واستون نخواد، ی رفیق داشتم ته خودشیفته های عالم بود، قیافشم بد نبود شاخم نبود... اوایل که به اخلاقش عادت نداشتم واسم خیلی غیر منطقیو عجیب میومد، حتی عصبی میشدم، ب مرور واسم یجورایی مسخره اومد ، بیشتر وقتا دستش مینداختم، یا در جواب

ادامه مطلب  

منم عاشق انتظار کشیدن...  

بدجور اسیرِ نوستالژی شدم!
کارم شده دانلود کردن آهنگای دهه های گذشته هر کدومم بالای صد بار گوش میدم...از صبح که چشم باز میکنم تا آخر شب که میخوام بخوابم
ساعت گوشیم رو هفت و نیم گذاشته بودم که پاشم برم باشگاه انوقت مامانم 9 صدام میکنه مگه نمیخواستی بری باشگاه اصلا نمیدونم گوشی کی زنگ خورده بود و کی خاموشش کرده بودم...جوری به ورزش وابسته شدم که فکر کنم در صورتش ترک کردنش افسردگی بگیرم...تخلیه روانی میکنم خودمو باهاش
دیشب با عاطی تو تلگرام داشتیم

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1