یه پروژه تموم شد تحویل داده شد !!!!
یه تحقیق کامل برنامه نویسی  go  هم تحویل دادم!
اخیییییییییییششششششششششششششش
به معنای واقعی کلمه 
فقط 2 تای دیگه مونده 
ای خداااااااااااااااااااااا اونا هم تموم بشه 
تازه داره از برنامه نویسی خوشم میادددددددددددد خیلیییی 
انگار تازه دارم می فهممش :)

ادامه مطلب  

من نيز,مى خواهم مثل همه دانه ها جوانه بزنم  

دانه گیاهى را دیده اى که از دست کسى بر زمین ناهموار مى افتد ؟!!دانه است دیگر ذاتش رویىدن است و جوانه زدن!!غافل از زمین ناهموار چه مى داند که قسمتش فقط در جوانه زدن شبیه دیگر دانه هاست!!... با عشق که جوانه زد و خواست به سمت نور برود تازه مى فهمد که دست سنگین تقدیر بر سرش بودن ینى چه؛ تازه مى فهمد جور زمانه  اب را برویش بستن ىنى چه! در خودش مى شکند ریشه مى دواند در دل سیاه خاک، له له مى زند براى یک قطره اب.چاره اى ندارد غیر از جوانه زدن اخر او دانه است ذ

ادامه مطلب  

 

چقد خوبه دوستت از راه دور اومده باشه و بهت شادی و
هدیه بده هرچند کوتاه هرچند اندک و ناچیز اما باوجودش  برای 
چند لحظه ام که شده غم ها و درد هاتو پسپری به دست فراموشی.
باهم بریم همون جای همیشگی همون نیمکت همیشگی
و همون خیابون های همیشگی رو متر کنیم
و توی خیابون و بخندی توی همه چیز دوتومن هرهر کرکر و مسخره 
بازی بکنیم و وقتی برسی خونه یادت بیاد که من فلان چیزو
نخریدم تازه یکی یکی یادت بیاد خریداتو فراموش کردی.
دوست قدیمی چیزیه که هیچ تازه واردی ج

ادامه مطلب  

... نمی سوزد  

نیازی به حرف تازه نیست.
دستان من در غوغای میان ماندن و رفتن
به هیچ رهگذری بدهکار نیست.
من پرهای آسمان را همچنان آبی می کشم
و صداقت را بدون دست!
هیچ عشقی بر قلهء رفیع ترین عبادت گاه ها رنگ نمی بازد.
و نه در هیچ کویری
 یا هیچ آتشی،
خاکستر نمی شود!
حتی اگر تا ابد بسوزی.

ادامه مطلب  

دنیای جدید  

میخوام یه دنیا بسازم یه دنیای جدید با آدمای جدید.‌‌..
تو دنیای من همه ی عاشقا بهم میرسن حتی اونایی که عشقشون از نظر بقیه منطقی نیست...
تو دنیای من همه حق دارن به هر چیزی که میخوان برسن...
دنیای من آدماش خیلی فرق دارن با آدمای واقعی بلد نیستن بد باشن بلد نیستن ضربه بزنن بلد نیستن ترک کنن...
تو دنیای من هیچ خونی ریخته نمیشه هیچ جرم و جنایتی وجود نداره هیچ کس بلد نیست دروغ بگه...
دنیای من پر از بوی عطر و پر از گلهای رز قرمزه... 
تو دنیای من همه آدما بی نی

ادامه مطلب  

 

میگم دلخوری؟میگه بلد نیستم! دروغ میگه. وقتی دلخوره نه میشه با یه من عسل خوردش.
یه بزرگی میگه یه روز یکی میاد تو زندگیتون که تازه میفهمین چرا هیچ آدمی رو نمیتونستین تو زندگیتون تحمل کنید!
نه میدونم، شایدم راست میگی حاجی... ولی ما یکی از اون یکی ها رو از دست دادیم. 

ادامه مطلب  

عدالت؟  

نامه هایی بی نام و نشان،
بی هویت، سرگشته،
اصلا باید در نامه بودنشان شک کرد!
آن وقت می شوند متن دادخواهی و عدالت طلبی!!!
هجویاتی هزل آمیزل و رذل گونه،
با سبکی نه چندان تازه!
من که به ظاهر دادستان این پرونده ام، این روزها یاد گرفته ام بگویم:  
                                                        "اصلا به من چه؟"

ادامه مطلب  

 

Im very tired..
..Please stop!
خسته ام ...خیلی
..یک چای تازه دم در استکان ...ولی تک نفره !
یک جای نرم پتویی گرم ... هجوم افکار!
یک اتاق یک چهار دیواری یک جای امن ..بدون هم صحبتی !
یک خیابان باچراغ های نیمه روشن خسته ...تاریکی محض!
یک پالتو یک ژاکت یک دستکش ...هوایی سرد!
خسته ام ...
هیچ کدام خستگی را از تنم به در نمیکنند ! 
لالایی بخوان !بگذار بخوابم....

ادامه مطلب  

 

دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیستتو مرا باز رساندی به یقینم کافیست
قانعم بیشتر از این چه بخواهم از توگاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست
گله‌ای نیست من و فاصله‌ها همزادیمگاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست
آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کنمن همین قدر که گرم است زمینم کافیست
من همین قدر که با حال و هوایت گه گاهبرگی از باغچه‌ی شعر بچینم کافیست
فکر کردن به تو یعنی غزل شور انگیزکه همین شوق مرا خوب ترینم کافیست

ادامه مطلب  

به نام عشق!  

چند جلد کتاب
یک خودکار آبی
آبی مثل دریا
یک دفتر با خط های آبی
آبی مثل آسمان
با مسیرهای موازی
که معلم هندسه گفت هیچ وقت به هم نمی رسند
آنقدر بدخط و درهم نوشته ام که این صفحه را جدا می کنم
مچاله می کنم
و در کمال ناباوری  می بینم
خط های موازی در دنیای مچالهء کاغذ  به هم رسیدند
یکدیگر را در آغوش کشیدند
و همین مچاله ها
فصل تازهء رسیدن شد.
دوباره خودکار آبی را بر می دارم
آبی مثل عرفان
فصل تازه ای در راه است
بالای صفحه می نویسم: به نام عشق!
این داستان: رو

ادامه مطلب  

دانه ى چهارم  

‎بـِ
‎وقتى زندگى هر روز دارد برایت خوابى مى بیند و هر روز مبهم تر و سخت تر از قبل مى شود ،‎و مى گذاردت سر دوراهى ها یا چند راهى هایى كه تا ته راه ، تاریك است - بدون حتى كورسوىِ نورى - و تو را سر در گم مى كند و آواره !‎و بالاخره كلافه و خسته و ناامید مى شوى و جا میزنى ...‎تازه آن جاست كه مى فهمى باید پشت كنى به همه چیز و همه كس ،‎باید چشم بدوزى به سمت خورشیدت و منتظر بمانى كه رویت را به كدام سو مى كشد !‎و خیالت راحت باشد كه هر سو تو را ببرد وجودت را رو

ادامه مطلب  

دردودل  

سلام، کسی نیست و من همچنان مینویسم، تنهایی با ادم چکار که نمیکند، ادم ها حتی توی دنیای مجازی هم تنها هستن، از دیروز خودم را درگیر یه کتاب کرده بودم، کتابی که محتوایش قلبم را سوزاند، روحم را اتش زد، گورم را کند، هر جمله اش حفره های درون قلبم را عمیق تر میکرد، گاهی با طنز می امیخت و من باز هم تلخ بودم و تلخ میخنددیدم، وقتی نوشته بوی غم میداد ، اشک هایم بدون اینکه نظرم را بخواهند روی گونه هایم قل میخوردن تا زیر چانه ام، عجیب خودرا شبیه جمله های ای

ادامه مطلب  

برنامه ی امروز  

سلام،تازه از خواب بیدار شدم، چند روزی بخودم استراحت دادم، واسه همین تا دیر موقع میخوابم،،، الانه هم میخوام صبحونه بخورم، عاشقشم،حتی اگه سه بعداز ظهر هم از خواب بیدار شم باید حتما صبحونه بخورم، اینم یکی از مرضای منه، بعدش باید ورزش کنم....راستی صبحا چایی نخورید ،اینجوری ویتامینایی که با خوردن صبحونه به بدنتون میرسه از بین نمیره،،، بجاش هر صبح ی لیوان اب ولرم بخوریید،،،،، 

ادامه مطلب  

 

من نمیدونم بضیا جطور روز اول میتونن درس بخونن :|
امتان زیانم همون روز اول بنی بعد امتان دینی ساژده و چنتا دیگه یه دور کرده بودن :|
تازه زبان که زبانه...
اسونه...
عربی که بدتر دیه..
فک کنم همه کلاس یه دور میکنن اامشب..
در واقع درستشم همینه..ولی من نمیتونم..
کلا تا وختی زمانم کم نباشه و تحت فشار نباشم نمیرم سراغ کتابا... ://
 
 
+فردا باس شیرینیا رو ببریم سر کلاس مستر :))))
باورم نمیشه انقد حالش خوب بود اونروز... :))
کلا با ما خیلی خشک برخورد میکرد..
ولی اونروز ب

ادامه مطلب  

Euro 2016  

تماشای بازی های جذاب جام ملت های اروپا به همراه خوردن یک ظرف بزرگ پاپ کورنِ تازه از مایکروفر درآمده ی داغ، شده تفریح این شب های ما.
اگر مسابقات فرمول یک هم با بازیهای فوتبال تداخل داشته باشد که دیگر پاپ کورنمان در روغن است! از ZDF فوتبال می بینیم از RTL فرمول یک! 
احیانا اگر ایران هم مسابقه ی کشتی ای... والیبالی چیزی داشته باشد، یک تبلتی، لپ تاپی چیزی هم کنار دستمان روشن است که خدای نکرده بازی ای را از دست ندهیم!
+ یک همچین خانواده ی ورزش دوستی هستی

ادامه مطلب  

ازدواج ، فرصت ها و چالش ها ....  

چند سال پیش از یکی از همکارا  که تازه ازدواج کرده بود سوال کردم که نظرت راجع به ازدواج چیه ؟ اون گفت که اگه فکر میکنی که تمام کارایی که دوست داری و یا لازمه رو انجام دادی  و دیگه کاری جز مردن نداری که انجام بدی  ، اون وقت برو زن بگیر...
» الان   هرکی از من بپرسه که نظرت راجع به ازدواج چیه ؟ من هم  میگم اگه کاری جز مردن نمونده که انجام نداده باشی   برو زن بگیر
» در همین راستا : 
من مطمینم که بهترین زن دنیا رو هم داشته باشی باز به این نتیجه می رسی 

ادامه مطلب  

 

هر چقدر هم که گذشته‌تان آلوده بوده باشد، آینده‌تان هنوز حتی یک لکه هم ندارد. زندگی هر روزتان را با تکه شکسته های دیروزتان شروع نکنید.!!! به عقب نگاه نکنید مگر اینکه چشم‌اندازی زیبا باشد. هر روز یک شروع تازه است. هر صبح که از خواب بیدار می‌شویم، اولین روز از باقی عمرمان است. یکی از بهترین راه‌ها برای گذشتن از مشکلات گذشته این است…. که همه توجه و تمرکزتان را روی کاری جمع کنید که از خودتان در آینده برایش متشکر خواهید بود!!!

ادامه مطلب  

پیاده روی خود را تبدیل به تمرین ورزشی کنید چگونه باید برنامه پیاده روی را آغاز (و آن را پیگیری) کرد  

پیاده روی خود را تبدیل به تمرین ورزشی کنید
چگونه باید برنامه پیاده روی را آغاز (و آن را پیگیری) کرد، چه در ورزش تازه کار باشید وچه در حال حاضر بدنی آماده داشته باشید.

چگونه باید برنامه پیاده روی را آغاز (و آن را پیگیری) کرد، چه در ورزش تازه کار باشید وچه در حال حاضر بدنی آماده داشته باشید.
پیاده روی در حال گوش دادن به برنامه رادیویی و کتاب های شنیداری به جانت زین کمک کرد آسان تر به برنامه ورزش روزانه خود ادامه دهد. زین 51 ساله می گوید، "حداقل سه ما

ادامه مطلب  

اجتماع باجنبگانِ بی‌شعور! - داستان خیلی کوتاه  

پیش‌مان آمد و گفت که می‌خواهد برای پسر تازه به دنیا آمده‌اش، اسمی انتخاب کند و از ما خواست تا چند اسم، به او پیشنهاد دهیم. اولی‌مان گفت: «بذار جواد.» او جواب داد: «نه؛ او موقع هی بهش می‌گن چقدر جوادی!» دومی گفت: «بذار کیوان.» او گفت: «نه خوب نیست! چرا که به مرور صداش می‌کنند کیوون؛ بعداً ارتقاش می‌دن به حیوون!» سومی گفت: «بذار امیر.» او گفت: «این رو که دیگه اصلاً نه! دائم بهش می‌گن، امیر، بگیر بمیر؛ یا امیر، یه جا بمیر!» من گفتم: «بذار داریوش.»

ادامه مطلب  

:)  

ق ۱: تو قطار نشسته بودم و داشتم خاطرات ویلیام استایرن و میخوندم یه دختری ک تو طول مسیر خیلیم وول میخورد و نگا نگا میکرد زد به شونم و دندوناشو ریخت بیرون و گفت ببخشبد شما متنی راجب خیانت دارید؟چند لحظه نگاش کردم و گفتم نهگف کلا راجب جدایی چیزی دارید؟ایندفعه ک دوزاریم افتاد منم دندونامو ریختم بیرون و گفتم نه
ق ۲ : جمعس ساعت دقیقا چهار بعد از ظهرهتو محوطه تاتر شهر نشستم منتظر ویدا مگسای سفید دورم میچرخن و پشت سرم و تازه کود ریختناضطراب شدیدی دار

ادامه مطلب  

بانک مرکزی ایران از کاهش تعداد معاملات و افزایش قیمت مسکن در تهران خبر داده است  

بانک مرکزی ایران در تازه‌ترین گزارش خود که امروز ۶ آذر ( ۲۶ دسامبر) منتشر کرده از کاهش معاملات مسکن در پایتخت ایران خبر داده است.
در این گزارش که به تحولات بازار مسکن تهران در آذر ماه ۱۳۹۵ پرداخته، اعلام شده که در این ماه (آذر) یازده هزار و هشتصد آپارتمان در پایتخت معامله شده‌اند.
این تعداد نسبت به آبان ماه حدود ۵ درصد و نسبت به آذر سال قبل ۶ درصد کاهش نشان می‌دهد.
بانک مرکزی با استناد به آمارهای ارائه شده توسط سازمان ثبت معاملات املاک ایران د

ادامه مطلب  

به مناسب اربعین  

اربعین
قَالَ أَبو مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْكَرِیِّ(ع):عَلامَاتُ الْمُومِنِ خَمْسٌ صَلاةُ الْخَمْسِینَ وَ زِیَارَةُ الارْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ[تهذیب الاحكام، ج6، ص52]
از امام حسن عسگری نقل است که علامت مومن در پنج چیز است : 1. 50 رکعت نماز در شبانه روز ( با احتساب نماز واجب و مستحب ) 2. خواندن زیارت نامه مخصوص در اربعین 3. انگشرت به انگشت دست راس

ادامه مطلب  

داستان گیلاس/8  

پارسال از قطب شمال بهم زنگ زدند گفتند پاشو بیا اینجا,شب یلدائی دور هم باشیم,صبح هم میریم کله پاچه میزنیم!!منم که میدونید عاشق کله پاچه,پاشدم رفتم قطب شمال!
تا رسیدم چند تا جعبه انار گذاشتند جلوی من و گفتند بی زحمت اینارم دون کن دورهم بخوریم,بعدشم صبح میریم کله پاچه ای!!منم به عشق کله پاچه شروع کردم به دون کردنِ انار و اونا هم کاسه کاسه به انار دون شده نمک میزدند و میخوردن!
چند ساعت که گذشت خسته شدم و پرسیدم:ببخشید,تا صبح خیلی مونده؟یکیشون همونط

ادامه مطلب  

روایت کلاس پژوهش روایی تاریخ ۴\١۰  

saeed ALikhani:کلیدواژگان:بحث درمورد وبلاگ.حضور وغیاب,تعیین تکلیف واحدشنبه صبح ۴\١۰\٩۵ساعت ٣۰\٧ازخواب بلند شدم نگاهی به گوشی انداختم دیدم هنوز نیم ساعت دیگه وقت دارم باز دوباره خوابیدم یلحظه ازخواب پریدم دیدم ساعت از٨گذشته نگران شدم سریع لباسم راپوشیدم ودستی به موهام کشیدم وسریع دویدم طبقه پایین تا کفشم رابپوشم وسمت آموزشی برم به جای کفشیا که رسیدم دوسه نفر ازبچه هایی کلاسمون را دیدم که تازه دارن کفش میپوشن نفسی راحت کشیدم به آرامی کفشم روپوشی

ادامه مطلب  

کتاب دخترم فرح  

دخترم فرح، نام کتاب منتسب به خاطرات فریده دیبا مادر زن محمد رضا شاه پهلوی است، این کتاب، توسط فرح پهلوی «کاملا جعلی» خوانده شده است، فرح پهلوی، آخرین شهبانوی ایران و دختر فریده دیبا در این باره، چنین متذکر شده: «ظاهراً کتاب های زیادی به اسم من، مادرم، ملکه مادر و برادران شاه، در جمهوری اسلامی چاپ می شود که همه ساختگی است. بعد از این که کتاب من در خارج به فارسی چاپ شد، در جمهوری اسلامی دو جلد کتاب به نام «دختر یتیم» نوشته فرح پهلوی، چاپ کردند

ادامه مطلب  

قیافه ی خدا  

یه خانواده ی سه نفری بودن یه دختر کوچولو بود با مادر و پدرش بعد از یه مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل به دختر کوچولوی ما میده بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت . دختر کوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با داداش کوچولوش تنها بذارن. اما مامان و باباش می ترسیدن که دختر کوچولوشون حسودی کنه و یه بلایی سر داداش کوچولوش بیاره. اصرارهای دختر کوچولو اونقدر زیاد شد که پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو بکنن اما در پشت ِ در اتاق مواظبش باشن. د

ادامه مطلب  

چای زنجبیل ، نوشیدنی زمستانی  

زنجبیل که از قدیم الایام مورد مصرف مردم ایران، هند و چین بوده است، امروزه در تمام دنیا به عنوان گیاهی دوست داشتنی مصرف می شود.
زنجبیل تازه و شربت زنجبیل یا چای زنجبیل در بدن گرما تولید کرده و بدین وسیله مواد سمی و زائد بدن را بصورت عرق از بدن خارج می سازد. این گیاه برای خانم هایی که عادت ماهیانه آنها عقب می افتد، نیز تجویز شده است.
به نظرمی رسد که استفاده از چای زنجبیل هضم را آسان کرده و اثرات سودمندی در رفع تهوع خواهد داشت، همچنین به عنوان درم

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ جدید - سری سوم  

دانلود آلبوم جدید بهزاد لیتو و سپهر خلسه به نام تراپی
دانلود آلبوم جدید بهزاد لیتو و سپهر خلسه به نام تراپی
دانلود آلبوم جدید بهزاد لیتو و سپهر خلسه به نام تراپی
 
دانلود آهنگ جدید عماد طالب زاده به نام به موقع رسیدی
دانلود آهنگ جدید عماد طالب زاده به نام به موقع رسیدی
دانلود آهنگ جدید عماد طالب زاده به نام به موقع رسیدی
 
دانلود آهنگ جدید عماد طالب زاده به نام مرد
دانلود آهنگ جدید عماد طالب زاده به نام مرد
دانلود آهنگ جدید عماد طالب زاده به

ادامه مطلب  

تمامی ابتلائات به اختیار ماست  

هدایت عامه مقدر شده است , و هر فرد صلاحیت اصلاح را دارد
وبه ادله ای که در دسترس ما است , بر ما اتمام ججت شده است 
بلا , که محقق است , و نیز محقق است که آن نتیجه اعمال ما
است ,  چنان که خداوند در قران می فرماید : " خداوند , نعمتی را
که بر قومی ارزانی داشته تغییر نمی دهد , تا این که آنان خود را
تغییر دهند "
بنابر این از عظمت و بزرگی بلا پی میبریم که گناهان ما چقدر
بزرگ است . تازه ع بعد از بلا و ابتلا , در قیامت مارا برای بازپرسی
به محکمه میخوانند و مورد باز

ادامه مطلب  

صرفا جهت شوخی (معلومه که علم بهتره)  

علم بهتر است یا شوهر ؟؟؟؟
خب قطعا شوهر بهتر است ما علم پیشه کردیم و برخی از 
دوستان قدیمی شوهر ما درس خوندیم و یکی زدیم تو سر کتاب
ده تا تو سر خودمون اما رفیقای قدیمی عاشق شدن از 
آرایش جدید تغیرات آنچنانی درحدی که ما نشناختیمشون 
خودشون رو برای شوهر لوس کردن و سرتاپاشون شد از جواهرات 
با یه بچه بغل عکس انداختن و عکساشون توی اینستاگرام 
به اشتراک گذاشتن و احساس خوشبختی کردن و ماهم لایکشون 
نمودیم و ما درس و درس و درس یه زندگی پر از استرس 
هی س

ادامه مطلب  

اندر حکایت ایجاد کمپین اشتغال برای بروبچه‌های وزرا ودیگران  

دیروز منتشر شد
باور بفرمایید که از چند روز پیش تا همین الان که شما دارید این مطلب را می‌خوانید و تازه هم باید با خواندن این مطالب کمی هم بخندید، چون اسم این ستون راگذاشتیم «شوخ‌خند» یعنی شوخی کنیم و بخندیم، داریم مثل سیروسرکه به دور خودمان می‌چرخیم. اگرچه می‌دانیم که کار سیروسرکه چرخیدن نیست، ولی ما یک جوری شدیم که گاهی شبیه سرکه می‌شویم و گاهی شبیه سیر. دلیلش هم این است که وقتی از دیروز شنیدیم که وزیر کشور به نقل خبرگزاری فارس گفته: «سه د

ادامه مطلب  

برف ندیده ها  

شب جمعه ی سردی و رو پشت سر گذاشتیم ، صبح ساعت 7:30 طبق روال هر جمعه رفتم سالن . این هفته چینش نفرات تیم ما تقریبا خوب بود و اکر تایم و ما داخل بودیم و حسابی عرقمون در امد . 
تو مسیر برگشت به خونه نون شیرمال تازه خریدم و جاتون خالی یه صبحونه توپ در کنار ایشان جان ( الان بعضی ها صداشون در میاد )  زدیم و نشستیم جلو تی وی 
در همین حین که داشتیم برنامه ریزی میکردیم کجا بریم و چیکار کنیم من به دوستم پیام دادم که اگر حالشو داری بیا بریم بیرون شهر .... اونم اوک

ادامه مطلب  

 

امشب اصلا دلم نمییاد بخوابم باید کل ماجرا رو بنویسم از صبح زود بعد از خوندن نماز حیاطو شستم  چون یواش یواش هوا داره بهاری می شه زیاد سرد نیست قرار  شد خانما تو خونه ما واقایون خونه زهرا اینا برن داداش زهرا و زهرا خیلی کمکمون کردن و هما و زهرا با من به ارایشگاه اومدن وتو اتاق بالا سفره عقدو چیدیم مهمونا اومدن وبا چای و شیرینی پذیرایی شدند جاریهای من خیلی افاده ای هستن ، و چون از طبقه تازه به دوران رسیده مرفهی هستن خودشونواز من بالاتر می بینن ،

ادامه مطلب  

 

سلام و دلتنگی و راه دور و امید گرمی دستان تو و دیداری تازه . یک نفس بی تو ، قفس .
نیستی ملوسکم.
دیروز و بوی فردا و بودن تو  و باز یکی دیروز . یکی باد . یکی همیشه خالی و نوای بی حالی .
من و امید و سپیدی تو و گرمی دستان من ، پیچکی روییده ، ممنوعه ، گرم خالی از دیروز .
صدایی و نوایی و آغاز عشق و گرمی نفس های مانده در قفس شقایق .
تو و شقایق و فرشته ای که می خواند ترانه بودن ترا. عشق جاری است و دل من ، رسوایم ساخته در هوای بودن تو .
یکی بهانه ، دور از خانه .
چه زی

ادامه مطلب  

مراسم رونمایی از کتاب مبانی‌ جامعه شناسی  

مهرداد هوشمند، مترجم کتاب مبانی جامعه‌شناسی، توضیحاتی درباره این کتاب ارائه نمود و گفت: «از آقای دکتر احمد احمدی، دکتر هاجری و آقای عبدالرسولی تشکر می‌کنم که زمینه چاپ این اثر را فراهم کردند. کتاب حاضر در 13 فصل با ویژگی خاصی ترجمه شد و آن این بود که این اثر در فاصله زمانی دو سال که از انتشارش می‌گذشت، نزدیک به 9 بار تجدید چاپ شد. مؤلفان امریکایی این کتاب 35 سال سابقه تدریس درس مبانی جامعه‌شناسی داشته‌اند و کتاب با نگاهی عالمانه و نقادانه ن

ادامه مطلب  

کشفیات جدید  

امروز خواهر جان اومد پیشم ، همون موقع داشتم داخل کابینتارو مرتب میکردم، اونم اومد کمکم ، یهو چشمم خورد به بستهی ذرتی که منو یاد یه خاطره ی حال بهم زن انداخت، بلافاصله گفتم اینو بندازم دور بدرد نمیخوره، پرسید ، وا خل شدی چرا،؟ گفتم نپزه،چند روز پیش هوس کردم یخوردشو بریزم تو ماکارونی، از ساعت هشت صبح تا ساعت دو بعدازظهر داشت ابپز میشد اخرشم نیم پز ریختمش توی ماکارونی، چشمت روز بد نبینه، نمیدونستم من میخواستم ماکارونیرو بخورم یا ماکارونیه می

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1