روان  

پنج شنبه آخرین جلسه کارآموزی بیمارستان روان بود...6 نفری نشسته بودیم منتظر که مریضا رو بیارن.
تو همین حین هم گروه پسرامون اومدن واسه جبرانیشون و خلاصه مرکز رو گذاشته بودیم رو سرمون.
حدود یک ساعت بعد،مریضا رو از بخش آوردن.
یکیشون که خیلی برام جالب بود
آقای 36 ساله،علت مراجعه ش(R.O.R) پرخاشگری و اینکه به خانوادش مظنون بوده و میگفته تو غذاش سم میریزن،و همینطور تهدید با چاقو داشته و اینکه میگفته سرهنگه!تشخیصی که براش نوشته بودن :اسکیزوفرنی!
نکته ی قا

ادامه مطلب  

وضعیت قرمزه  

خوب ای طبیعیه که وقتی مهمون میاد خونه ادم، هرچقدر صمیمیت هم وسط باشع بازم از خیلی از کارات میمونی ، مخصوصا یکی مثل من که اکثرا کارم توی خونست، دست بر قضا خواهرزاده ی ما ، به نقاشی شدیدا علاقه داره ، واسه خودش یپا نقاشه با اینکه دو سالشه ی نقاشیاشی میکشه ادم فک واسش نمیمونه، اینی که میگم توی دوتا خط خلاصه نمیشه ها، اقا میکشه بقول خودش با سیبیلو دمو دستگاه، خانوم میکشه ، بچه میکشه، یکی میخنده یکی گریه میکنه، گاهی وقتا هم ی صفحه رو پر میکنه از کل

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1