برنده تنهاست  

باید عاقل بود .
عشقی در کار نیست ..
تا به خودت بیایی اینه .. موهای سفیدت ..دست های چروکیده ات.. عشق ...
منتظر عشق نمان ! که شاید بیاید شاید نه . با امدنش هیچ چیز را تغییر نمیدهد.
عاقل باش ! همه چیز دنیا را بخواه اصلا دنیا را ..از بهترین پله ها بالا برو لازم نیست حتما مدل باشی.
عکاس ها رامیبینم ..مردم ..حتی زمین دربرابر وسعتت کوچک میشود .
ترس ! مرگ.. میتوانی فکر نکنی ...تو برنده ای حتی مرگ تورا نمیمیراند ..
برنده ای به تنهایی .. یادت باشد که همیشه : برنده تنهاست !

ادامه مطلب  

شعر پرسپولیسی  

چه خوش گفت فردوسی پور در نود /  که قرمز به آبی برنده شود
میازار اس اس که کیسه کش است /  که دل دارد و بر همینش خوشست
چو شش تا بخوردست از روزگار / دگر آبیان را نماندست قرار
تو کز محنت دسته سه بی غمی / سرافراز و سرخی، بخندا همی
توانا بود هرکه قرمز بود /  ز شیشتا دل شیر غران بود !

ادامه مطلب  

ساحل کورال بی قبرس  

کورال بی در قبرس یکی از محبوب ترین سواحل تفریحی در پیا، 6 کیلومتری شمال شهر پافوس می باشد.. سواحل شمال و جنوب این خلیج مرجانی با غارهای دریایی و صخره های زیبا احاطه شده اند.. این ساحل به دلیل داشتن استانداردهای بین المللی بارها برنده جایزه پرچم آبی شده است..

ادامه مطلب  

تعطیلاتی به یاد ماندنی در ساحل نیسی قبرس  

ساحل نیسی یکی از معروف ترین سواحل شنی در شهر ساحلی آیانپا، قبرس می باشد.. این ساحل شنی 500 متر امتداد دارد و چندین بار برنده جایزه پرچم آبی شده است..نیسی بیچ با آبهای شفاف کریستالی و ساحل شنی سفید نمای باشکوهی دارد و یه جای مناسب برای شنا کردن و آفتاب گرفتن می باشد..

ادامه مطلب  

تئاتر آیس لند  

فردا دوشنبه ٢٩ آذر اولین اجراى "آیسلند" در تماشاخانه "باران"
نویسنده:  نیکلاس بیلون
مترجم:  زهره جواهری
طراح و کارگردان:  آیدا کیخایی
دراماتورژ:  محمد یعقوبی
بازیگران:  آزاده صمدی، فهیمه امن زاده، احسان کرمی
تهیه کننده:  کمپانی تئاتر باران
ساخت تیزر: مصطفی قاهری
مدیر تولید: محمد قدس
سرمایه‌گذار: سینا فراهانی
برنده ی سه جایزه ی نمایش نامه نویسی از فستیوال سامرورکس، کاناداو جایزه ی بهترین نمایش نامه از دید تماشاگران در فستیوال سامرورکس


ادامه مطلب  

تئاتر آیس لند  

پیش فروش بلیط های سه روز نخست نمایش«آیس لند»آغاز شد نمایش«آیس لند»برای اولین بار در ایران
نویسنده:  نیکلاس بیلون
مترجم:  زهره جواهری
طراح و کارگردان:  آیدا کیخایی
دراماتورژ:  محمد یعقوبی
بازیگران:  آزاده صمدی، فهیمه امن زاده، احسان کرمی
تهیه کننده:  کمپانی تئاتر باران ساخت تیزر: مصطفی قاهری
مدیر تولید: محمد قدسسرمایه‌گذار: سینا فراهانی
برنده ی سه جایزه ی نمایش نامه نویسی از فستیوال سامرورکس، کاناداو جایزه ی بهترین نمایش نامه از دید ت

ادامه مطلب  

مسابقه دوچرخه سواری بانوان  

روز جمعه 95/9/19 ساعت 9 صبح در محل باشگاه فرهنگیان فلکه نفتون مسابقه دوچرخه سواری بانوان در رشته تایم تریل انفرادی برگزار میگردد .
به برندگان جوایزی اهدا میگردد.
توضیح : این نوع مسابقه دوچرخه سواران در یک مسافت ثابت به صورت انفرادی رکاب زده و هرکس زمان کمتری مسافت رو طی کرد برنده خواهد بود.
 

ادامه مطلب  

 

سلام عشقم.سلام نفسم.خوبی فاطمه؟از خدا میخوام همیشه خوب باشی فدات بشم.من خیلی دلتنگم...آره دلتنگ تو...کاش دیشب پیشم بودی و میدیدی که چطور دارم گریه میکنم فقط به خاطر تو.میدونی دیشب چه دعایی کردم عزیز دلم؟از خدا خواستم که همیشه سلامت باشی.هیچوقت ناراحت نباشی غم توی زندگیت نیاد...و آخر دعا از خدا خواستم که مال من باشی.خدا تو خودت میدونی من تحمل دیدن دستاش رو توی دستای کسی دیگه ای ندارم...خدایا قلب من زخم خوردس و درد میکشه خدایا مراقبش باش...خدایا تو

ادامه مطلب  

بسکتبال  

- مدت بازی:
در دو زمان 30 دقیقه ای برای بزرگسالان – 25 دقیقه ای برای جوانان – 20 دقیقه ای برای نوجوانان و 15 دقیقه ای برای نونهالان می باشد با زمان استراحت 10 دقیقه ای بین دو نیمه.
2- تعداد بازیکن:
12 نفر که 7 نفر بازیکن اصلی می باشند و در مینی هندبال 5 نفر اصلی می باشند.
3- دروازه بان:
دروازه بان می تواند در منطقه 6 متری مانور دهد و هر زمان از منطقه بیرون آید به عنوان بازیکن زمین محسوب می شود. هیچ بازیکنی حق ندارد توپ را در منطقه 6 متری به دروازه بان پاس بده

ادامه مطلب  

 

در این بخش سایت آسمونی به معرفی مقررات کامل ورزش هندبال می پردازیم، با ما همراه باشید:
1- مدت بازی:
در دو زمان 30 دقیقه ای برای بزرگسالان – 25 دقیقه ای برای جوانان – 20 دقیقه ای برای نوجوانان و 15 دقیقه ای برای نونهالان می باشد با زمان استراحت 10 دقیقه ای بین دو نیمه.
2- تعداد بازیکن:
12 نفر که 7 نفر بازیکن اصلی می باشند و در مینی هندبال 5 نفر اصلی می باشند.
3- دروازه بان:
دروازه بان می تواند در منطقه 6 متری مانور دهد و هر زمان از منطقه بیرون آید به عنوان با

ادامه مطلب  

تورنمنت چیست ؟  

تورنمنت (به انگلیسی: tournament) یا مسابقات چندجانبه یک دوره مسابقه است که در پایان به مسابقهٔ نهایی بین دو تیم یا دو بازیکن منجر شود. تورنمنت‌ها تعداد زیادی از بازیکنان و تیم‌ها را  دربر می‌گیرند و برگزاری آن‌ها معمولاً چندین روز ادامه دارد.
در تورنمنت‌ها معمولاً برنده نهایی با در نظر گرفتن کلیه نتایج به‌دست آمده شخص یا تیم مشخص می‌شود.
نام تورنمنت از مسابقات شوالیه‌های سده‌های میانه ریشه می‌گیرد که در آن ورزیدگی شهسواران در نیزه‌

ادامه مطلب  

نکنه منظورش منم؟!!!  

یه چیزی بخواد ذهنت و مشغول کنه نگاه نمیکنه الان وقت داری نداری سر کلاسی توی مهمونی پشت فرمونی... به هیچی کار نداره میاد توی ذهنت فکرت و مشغول میکنه و مجال هیچ کاری رو بهت نمیده مثل الان که سر کلاس تخصصی هستم، استادم داره یه مطلب مهمی رو میگه ولی من گوشی دستم گرفتم اومدم تا برات بنویسم بنویسم تا بلکه کمی آروم بگیرم میدونی اون حرف دیشب این عکس الان نکنه...... این فکر اومد تو ذهنم که نکنه منظورش منم! و این یعنی...... ولش کن نه نه نمیشه ولش کرد سر دردم دا

ادامه مطلب  

 

قلب کوچیکم ازت پر از زخمای بزرگه...
+ سردرد دارم هنوز... چشام اذیتم میکنن... شیمی باید به خونم... همه چی داغونه من چقد خوشبختم... 
++ دوست داشتن آدما فقط تا جایی که باهاشون رو دروایسی داری، حتی نمیتونی زل بزنی به چشاشون... بعدش تلخه.
+++ رسیدیم به قسمت بارونیه اون چرخه... دیشب البته! نه تونستم بنویسم. 

ادامه مطلب  

منم عاشق انتظار کشیدن...  

بدجور اسیرِ نوستالژی شدم!
کارم شده دانلود کردن آهنگای دهه های گذشته هر کدومم بالای صد بار گوش میدم...از صبح که چشم باز میکنم تا آخر شب که میخوام بخوابم
ساعت گوشیم رو هفت و نیم گذاشته بودم که پاشم برم باشگاه انوقت مامانم 9 صدام میکنه مگه نمیخواستی بری باشگاه اصلا نمیدونم گوشی کی زنگ خورده بود و کی خاموشش کرده بودم...جوری به ورزش وابسته شدم که فکر کنم در صورتش ترک کردنش افسردگی بگیرم...تخلیه روانی میکنم خودمو باهاش
دیشب با عاطی تو تلگرام داشتیم

ادامه مطلب  

بهترین راه. برای بشارت  

سوال: بهترین راه برای بشارت دادن به کسی که در یک مذهب دروغین است چیست؟
 
جواب: مهمترین چیزی که ما می توانیم برای کسانی انجام دهیم که درگیر یک مذهب دروغین هستند این است که برایشان دعا کنیم. ما باید دعا کنیم که خدا قلب آنها را عوض کرده چشمانشان را به حقیقت باز نماید (2 قرنتیان 4: 4). ما باید دعا کنیم که خدا به آنها نشان بدهد که به نجات بوسیلة عیسی مسیح نیاز دارند (یوحنا 3: 16). بدون قدرت خدا و ملزم شدن بوسیلة روح القدس، ما هیچوقت نمی توانیم کسی را نسبت به

ادامه مطلب  

راه های آموزش و تقویت املا در دوره ی ابتدایی به خصوص پایه ی اوّل:  

راه های آموزش و  تقویت املا در دوره ی ابتدایی به خصوص پایه ی اوّل:
1- روان خوانی و درست خواندن متن دروس
2- یادگیری و حفظ حروف الفبای فارسی
3- بخش کردن و صدا کشی کلمات: کاری خسته کننده برای دانش آموز است. بهتر است پس از مدّتی کار با این روش، به سراغ روش های دیگر برویم. جدول آن نیز مفید است(همانند بنویسیم).
4- تمرین با جدول ترکیب صامت با مصوّت: اگر با استفاده از این جدول کلمه بسازیم، خیلی عالی است.
5- یک کلمه بنویسیم و به تعداد حرف و صدای آن، جلویش گردی بک

ادامه مطلب  

بالاخره تمومش میکنم  

واااااااااااااااایی
اینقدر خوشحالم که حد نداره
کار نیمه تمومم و بالاخره بعد 4 سال میتونم تموم کنم
بخاطر اون چالش مسخره تو یسری گروه های تلگرام رفته بودم
از همشون لفت داده بودم جز یکی 
خلاصه تو اون گروه یه آدم خاص و شناختم
فهمیدم هکر بود و میخواست گوشی رو هک کنه ولی خب درجا میگفتم بهش بلاک میکرد من چند ساله دنبال همچین آدمی بودم 
چون این آدما دوست ندارن شناسایی بشن بخاطر همین پله پله خواستم برم جلو 
میدونستم 
ولی میخواستم پله پله برم جلو
آخر

ادامه مطلب  

 

همینقدر تلخ و سرد و زهرماریم کنار هم... چه اصراری داریم به باهم بودن...به تحمل هم...
+ دیشب یه شب خوب ِ بد بود. داشتم می مردم. ادعا داشت درکم میکنه، اما نه میکرد... داشت مزخرف تحویلم میداد، مث همه ی وقتایی که درکش نمیکنم و مزخرف تحویلش میدم....من نفس کم آورده بودم، قلبم درد گرفته بود، اون داشت عکس پروفایلشو عوض میکرد... نیمه های شب گفت ی چیزی بگم؟ گفتم، بگو... یادش رفت و خوابید و خوابیدم... همین قدر مزخرف .

ادامه مطلب  

 

از زلزله اون شب و اتفاق دیشب مدام در حال ترسیدنم. 
ازترس توی پارکینگمون نمیرم.از خونمون میترسم. از الان که اروم 
زیر پتو دراز کشیدم میترسم.  از یه صدا که از بیرون
خونه بیاد میترسم تپش قلب میگیرم. شبا برام شده جهنم. 
تا نیمه شب توی رخت خوابم بیدارم . و هرکار میکنم فکر نکنم
نمیتونم. و یک درصد هم نمیخوام دست به دامان قرص های 
آرامبخش بشم. و این شرایط بدو تحمل میکنم.
خیلی ضعیف شدم و ترسو. 
خدایا قلبمو اروم کن. ذکرمیگم. آهنگای مورد علاقتو گوش میدم 
تو

ادامه مطلب  

برادرکشی در چالوس  

درگیری دو برادر به دلیل اختلاف مالی به مرگ منجر شد
فرمانده انتظامی چالوس گفت: شخصی با نام "ف.غ" در پی اختلافات مالی با اسلحه شکاری برادر خود با نام "ص.غ" را کشت.
 سرهنگ علیرضا قدیمی با بیان اینکه این قتل دیشب در نزدیکی مجموعه نمک‌آبرود چالوس اتفاق افتاد گفت:بر اساس اعترافات پدر قاتل و مقتول، این دو برادر از مدت‌ها قبل بر سر مسائل مالی اختلاف داشتند و قبلاً نیز با یکدیگر درگیر شده بودند.
  وی گفت: متهم دیشب با استفاده از تفنگ شکاری در خیابان اصل

ادامه مطلب  

الهام در همه حال بهترین  

دیشب خیلی خوب بود 
مامان بزرگ از اون قرمه سبزی های معروفش گذاشته بود که هرچی بخوری سیر نمیشی
دیشب یه دور همی 15 نفره شد
جای خاله و همسر و بچه هاش خییییلی خالی بود 
اما خب سه قلوها بیرون از خونه اذیت میکنن براش سخت بود بیاد
بعد شام رفتم آشپزخونه تا میز یلدامون و تکمیل کنم
میز قشنگی شد 
 
 
کمبود جا بود چون میوه ، آجیل ، چیبس و پفک مخصوصا اون پاستیل های خوشمزه رو نشد بچینم
با این حال بازم خوب شد
عکساشون و برای پست های شاخ اینستا گرفتن و مراسم ما شرو

ادامه مطلب  

سنگ روی یخ  

از کافی شاپ هم اومدم بیرون و بلافاصله رفتم شرکت قبلیمون که مدیره انبار بودم دوباره درخواست بازگشت مجدد به کار دادم 
هنوز که بهم زنگ نزدن . واااای اگه زنگ نزنن که حسابی سنگ روی یخ شدم .....
اتفاقا دیشب تا صبح بیدار بودم و فکر میکردم ....
به خودم به زندگیم به آیندم ...جالبه به نتیجه ای هم نرسیدم !
چهارشنبه هفته آینده هم جشنه پسر داییمه . قرار شده شب چله برای خانومش اون موقع بیارن.
منم دعوتم ؟  
یعنی برم ؟؟؟؟
آره میرم .... من که یک پسر دایی بیشتر ندارم ! 
 

ادامه مطلب  

تلفن همراه و آسیب های آن  

این دستگاه كوچك باعث شده در هر زمان و مكانی در دسترس باشیم. استفاده از تلفن همراه هر روز بیش از پیش در جوامع رواج می یابد و امروزه بسیاری از افراد از این پدیده نوین ارتباطی به طور مؤثر استفاده می كنند و انواع گوشی های همراه با جدیدترین فناوری ها در بازار عرضه می شود. دنیای امروز عصر تلویزیون، ماهواره، كامپیوتر، اینترنت و تلفن همراه است. موارد فوق چنان با سرعت وارد زندگی بشر شده و راه نفوذ خود را ادامه می دهند كه نمی توان از كنار آنها با بی تفاو

ادامه مطلب  

هزار راه نرفته  

دیشب خواهر بهنام بهم خبر داد که بهنام حالش چند روزه خیلی بده...
از شدت افسردگی جنون بهش دست داده ....
بردنش آسایشگاه بستریش کردن .
خیلی ناراحت شدم وقتی شنیدم ولی خب چیکار میتونستم بکنم ...! هیچی
مثله همیشه فقط باید شاهد میبودم و فقط تماشا میکردم !
دلم خیلی گرفته از همه چیز ......
قبلا هر وقت دلم میگرفت با امیرحسین حرف میزدم . مشکلاتمو بهش میگفتم و واقعا هم سبک
میشدم ... ولی الان دیگه نمیتونم باهاش راحت حرف بزنم ....
میگن بعضی وقتا ادم باید خودش و خاطراتش

ادامه مطلب  

به همین سادگی!  

دفتر تمرینش رو جا گذاشته بود. رفتم دم مدرسه که تحویل مدیرشون بدم.هیچ کس نبود. به طرز مشکوکی! هیچ سر و صدایی هم نبود!هی زنگ در مدسه رو می زدم و هی سکوت! عجله داشتم؛ ولی نمی شد بی خیال شم!همین طور هاج و واج پشت در وایستاده بودم کهیه خانم میانسالی رد شد و گفت: امروز بخاطر آلودگی هوا، ابتدایی تعطیله ها!خندان! برگشتم برم سر کوچه، که یه دختر خوشگل همسن دخترم، با چادر و کوله اومد توی کوچه.تا دیدمش گفتم؛ مدرسه تعطیله که. باید برگردی خونه.رنگش پرید. چونه اش

ادامه مطلب  

بسکتبال  

قانون اولیه بسکتبال
با توجه به علاقمندی بازدیدکنندگان سایت به تاریخچه بسکتبال، در این پست براتون یکی از اسناد تاریخی این رشته زیبا و پرطرفدار رو ذکر می کنم که از اهمیت ویژه ای در تاریخ بسکتبال برخورداره. مقایسه این قوانین با قوانین امروزی می تونه به نوعی پیشرفت این ورزش رو ظرف بیش از یک قرن گذشته نشون بده و از طرف دیگه ظرائفی رو نشون میده که از همون ابتدای طراحی مورد نظر قرار گرفتن و تا بحال هم پابرجا هستن.قوانین اولیه بسکتبال که توسط دکتر ج

ادامه مطلب  

 

از دیروز عصر دارم از حرص میترکم. توو کتم نمیره چطور آدمی که میگه یه حسی نسبت به من داره، منو مجبور به کاری میکنه که اصلا خوشم نمیاد و راضی نیستم. همه چی انقدر سریع اتفاق افتاد که گیج عصبانیت بودم و با یه لبخند فیک رضایت مندی چندش آور، اون کار رو انجام دادم. تا برسم خونه، مدام داشتم به خودم میگفتم آروم باش، نفس عمیق بگیر، ولش کن؛ ولی نتونستم ولش کنم. بدتر عصبی شدم و تمام حس تنفرم رو بالا آوردم. حرفای سنگینی میزدم، متوجه بودم، حرفهایی که حاضر بودم

ادامه مطلب  

چه کسانی بیشتر به تلگرام اعتماد می کنند؟  

دکتر محسن کوهی‌نصرآبادی، جامعه‌شناس و عضو هیأت‌ علمی دانشگاه پیام‌ نور:
«حدود یک دهه است که ارتباطات مجازی در ایران بسیار رونق گرفته است. در ابتدا، این نوع ارتباطات از راه Email و گفت­وگو­های (Chat) اینترنتی باب شد؛ سپس امکان ارسال متن از راه پیام کوتاه (SMS) گسترش یافت و با پیشرفت فناوری و ورود گوشی­های هوشمند تلفن همراه و راه­اندازی شبکه­های اجتماعی که دسترسی به آنها از راه گوشی­ها نیز امکان­پذیر است، امروزه این نوع ارتباطات به اوج خود رسیده

ادامه مطلب  

مردانگی بکن فقط بگو  

دخترک بختیاری یادت هست چه بی پروا به من حرف بد زدی یادت هست چطور بهم می گفتی پدر سگ ؟یادت هست چطور می گفتی مادر جنده؟یادت هست چطور بهم می گفتی خواهر...؟یادت هست بهم می گفتی من دکتری ژنتیک دارم آزمایش ازت میگیرم تو حرومزاده ای؟یادت هست چطور بهم می گفتی عوضی؟می گفتی سگ؟یادت هست چه بی پروا میگفتی تو غیرت نداری؟من دارم به تو فحش میدهم تو چیزی نمیگی؟کلا حرفهایت یادت میاد؟نمیدونم غیرت از نظر تو جواب حرف بد زدنهای تو این بود منم حرف بد بزنم؟نه من ای

ادامه مطلب  

قصه پایداری گروه همیار سالمند  

 به نام خدای مهرآفرین
گروه همیار سالمند، محله باشگاه نفت، منطفه 21یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچ کس نبود.زیر این طاق کبود، نه ستاره نه سرود   نمی دانم آن روز، روز چندم مرداد ماه یا چند شنبه یود، نمی دانم شاید مرداد 93. آن روز هر چه بود از روزهای تابستان، بهار یا پاییز فرقی نمی کند، زیرا ما افراد ناآشنایی از عمق کوچه های مه آلود بودیم. شاید مارا یک آشنای دور صدا زد. با آهنگ آشنای او ما ناگهان متولد شدیم و نام تازه ای بر خود گذاشتیم؛ "همیار سالمن

ادامه مطلب  

شهریار  

آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتیای عجب ازاین طرفهاهم گذاری داشتیراه راگم کرده بودی نیمه شب شایدعزیزیاکه شایدبادل تنگم قراری داشتیمهربانی هم بلدبودی عجب نامهربانبعدعمری یادت افتادکه یاری داشتیسربه زیرانداختی وگفتی آهسته سلاملب فروبستی نگاه شرمساری داشتیخواستم چیزی بگویم گریه بغضم راشکستنه نگفتم سالهاچشم انتظاری داشتیبانوازش می کشیدی آه ومی گفتی ببخشسربه دوشم هق هق بی اختیاری داشتیوقت رفتن بغض کردی خیره ماندی سوی منشایدازدیوانه ی

ادامه مطلب  

 

دیشب وامشب بزرگترین شب سال هستش  بیایید همگی برای کوتاه شدن بزرگترین و طولانی ترین انتظار دعا کنیم...اللهم عجل لولیک الفرجبسم الله الرحمن الرحیماللهم کن لولیک الحجة ابن الحسنصلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعةو فی کل الساعةولیّا و حافظاوقاعداً و ناصراو دلیلا و عیناحتی تسکنهُ عرضک طوعاو تمتعهُ فیها طویلابرحمتک یا ارحم الراحمینشصت ثانیه دیر امدن صبح زمستان باعث شده یلدا همه بیدار بمانیم.چهارده قرن نیامدبسر فاطمه،اما شد ثانیه ای تشنه

ادامه مطلب  

خونه خونه  

دیروز اومدم خوووووووووونه
مثلا زنگ گوشی رو برا 8:30 صبح کوک کرده بودم ک زد پاشم بیام
اما نزدیکای 11 بود ک داداش حسینم زنگ زد از خواب بیدارم کرد
عصر بود ک رسیدم روستا
 
شبم با بابا و مامان و داداش حسین فیلم دیدیم....خیلی حال داد
اول فیلم بادیگارد رو دیدیم...خیلی خوشم اومد ازش...عاالیه به نظر من
تووو دانشگاه پخشش کرده بودن اما من نشد ک برم ببینم
همش دنبالش بودم.
بعد تموم شدن بادیگارد ، قسمت آخر موش و گربه ی ممد صمد رو دیدیم
اونسری ک اومده بودم خونه قسمت

ادامه مطلب  

جور دیگر باید بود  

چسبیده بود پشت من . چند بار خواهش کردم فاصله را حفظ کند ، برعکس اثر کرد و با فشار ناشی از سنگینی اش روی دوش م ، تقریبا چسبیدم به باجه مراجعات . مدارک و هزینه نقدی دریافت خدمات ، توی دستم بود تا متصدی را معطل نکنم . پس از طرح درخواستم ، اعلام شد که باید کارت بکشم . صدای متصدی به من نرسیده بود که بلافاصله ، پشت سری با تحمیل فشار چند برابری روی دوش من ، فرم ش را به مسوول باجه رساند و در همان حال اضافه کرد تا شما دنبال کارت تان می گردید ، فرم من ثبت شود .

ادامه مطلب  

هشتاد و نهمین نيو فولدر (89)  

وقتی حس و حالش نیست، یعنی نیست دیگه بابا... 
همیشه که قرار نیست حس و حال همه چیز باشه و بهمون خوش بگذره. دلم یکم خواب میخواد. کار هر شبم چی شده؟ یه لیوان قهوه!  اصلا نمیدونم چه طعمیه و چه جوریه. شاید با شیر و شکر قاطی، شاید تلخ تلخ. شاید قلابی، شاید اصل. مهم نیست. مهم اینه که با خوردنش بی خوابیت رو فراموش میکنی. شاید حتی قهوه ای که میخورم تاثیر نداشته باشه و این تصوری باشه که تو ذهنم ساختم "اگر قهوه بخورم همه چی روبراهه". شاید بشه کابوس های شبانه رو ب

ادامه مطلب  

بپرس چه خبر.. بگم برف اومده تا کمر  

دانشگاه بالاخره جایزه های مسابقه های منطقه ای و المپیاد رو داد. مهم ترین نفر شنای خواهران خب مشخصه من بودم. یکی از بچه ها که بهش یه کارت دادن، داشت نگاه می کرد ببینه چندیه.. منم چشمم خورد.. 120 تومن بود. به من دو تا کارت دادن. اومدم خونه، مامان نبود. بهش گفتم فک کنم 250 اینا دادن. بعد گفتم بذار ببینم چنده و بعله.. 600 تومن بود!
با بچه ها که از من خوششون نمیاد، عکس گرفتیم. مخصوصا یه جوری گرفته بودم که دیده شه دو تا لوح دادن و اینکه علامت پیروزی! دو های لعنت

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1